تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۱۲/۱۹ | شناسه مطلب : ۱۸۲۰۸ | تعداد بازدید : ۱۸۷

ما فارسي‌دان نيستيم بلكه فارسي خوان هستيم

در دومین نشست «زیر چتر نقد؛ آسیب‌شناسی ترجمه‌های ادبی» مطرح شد:

ما فارسی‌دان نیستیم بلکه فارسی خوان هستیم

ابوالفضل حری در دومین نشست «زیر چتر نقد؛ آسیب‌شناسی ترجمه‌های ادبی» گفت: در انتقال متن از یک زبان به زبان دیگر موضوعی به نام فرهنگ وجود دارد و مترجم علاوه بر اینکه باید با زبان مبدا آشنایی داشته باشد باید زبان مقصد را نیز کامل بشناسد. مترجم فارسی باید فارسی آموزش ببیند. ما فارسی‌دان نیستیم بلکه فارسی خوان هستیم.

به گزارش روابط عمومی موسسه خانه کتاب، دومین نشست «زیر چتر نقد؛ آسیب‌شناسی ترجمه‌های ادبی» با همکاری موسسه خانه کتاب و فصلنامه صنعت ترجمه شنبه (۱۸اسفند ماه) با حضور ابوالفضل حری و مزدک بلوری در سرای اهل قلم برگزار شد.

در ابتدای این نشست، ابوالفضل حری گفت: صحبت درباره آسیب شناسی ترجمه متون ادبی این سوال را ایجاد می کند که ارزیابی کیفیت ترجمه متون ادبی تا چه اندازه ای نیاز است. در بازار نشر می بینیم که یک کتاب از سوی چند ناشر یا چند مترجم منتشر می شود. خانه کتاب می تواند به عنوان یک متولی این اوضاع را نظامند کند.

وی با بیان اینکه اصول حاکم بر متون ادبی جدا از سایر متون نیست، گفت: از نظر اصول هیچ فرقی نمی‌کند که ما متن اقتصادی ترجمه می‌کنیم یا متن سیاسی؛ متن ادبی ماهیت و ویژگی های درونی دارد و ذهنی است. جان مایه و روح اثر ادبی می طلبد که علاوه بر اصول کلی به موضوعات دیگر هم توجه کند. سبک، متون ادبی را از سایر متن ها جدا می کند.  به گفته مونا بیکر؛ سبک اثر انگشت نویسنده است. با این وجود آیا مترجم هم مانند نویسنده دارای سبک است یا خیر؟ به نظر می آید مترجم هم صاحب سبک است.

حری بیان کرد: ضرورت و نیاز ارزیابی ترجمه ها به ویژه ترجمه های ادبی احساس می شود و صحبت درباره ترجمه یک اثر از سوی مترجمان مختلف نیز باید جدی گرفته شود. در نشست هایی که درباره ترجمه یک اثر برگزار می شود بیشتر درباره نویسنده اثر صحبت می شود تا مترجم آن. درحالی که باید در مورد مترجم نیز صحبت و گفت و گو شود. اما مترجم بنابر دلایل ایدئولوژیک دیده نمی شود و در پشت جلد کتاب اسم مترجم ریز نوشته می شود. برگزاری نشست هایی از این دست به بررسی و شناخت جایگاه مترجم کمک می کند.

وی بیان کرد: زمانی که درباره ادبیات داستانی صحبت می‌کنیم، درباره داستان کوتاه و رمان حرف می‌زنیم که من نام آن را متون روایی می‌گذارم. هر آنچه که داستانی را برای ما تعریف می کند متون روایی است. الگوی ارتباط روایی مولفه هایی همچون مولف واقعی، نویسنده واقعی، مولف مستتر و مولف ضمنی دارد. 

حری گفت: اولین خواننده واقعی متن، مترجم است. وقتی مترجم متنی را ترجمه می کند آن را از بافت خود جدا می کند در این صورت آن متن خواننده جدیدی پیدا می کند. ترجمه ادبی فقط انتقال فاکتورهای متون ادبی نیست و کار ما هم پیدا کردن خطاهای مترجم نیست.

وی با بیان اینکه مترجم باید فارسی آموزش ببیند، گفت: در انتقال متن از یک زبان به زبان دیگر موضوعی به نام فرهنگ وجود دارد و مترجم علاوه بر اینکه باید با زبان مبدا آشنایی داشته باشد باید زبان مقصد را نیز کامل بشناسد. در ترجمه متون ادبی فرهنگ نقش بسزایی دارد هر متن ادبی در محیط مقصد خودش حیات تازه پیدا می‌کند. مترجم فارسی باید فارسی آموزش ببیند. ما فارسی‌دان نیستیم بلکه فارسی خوان هستیم.

حری عنوان کرد: در ترجمه متون ادبی سبک دارای اهمیت است و مترجم‌های خوب ما خودشان صاحب سبکاند، در اینجا این سوال مطرح می‌شود که اگر مترجم صاحب سبک است پس سبک نویسنده چه می‌شود؟ در پاسخ باید گفت در ترجمه متون ادبی اصطلاحی به نام دو نوازی داریم، به نظرمن ترجمه متون ادبی همنوازی نواخت مترجم و نواخت نویسنده است، به عبارتی ترجمه سبک، انتقال سبک نویسنده از طریق و به واسطه زبان مترجم است؛ ترجمه همنوازی دو سبک و سیاق است.

 در ادامه بلوری با ارائه سه دسته بندی از متن گفت: متن هایی که تمرکزشان بر روی محتوا است؛ در این متن ها مترجم اطلاعات را انتقال می دهد مانند کتاب های درسی. دسته دوم متن های ترغیبی است؛ در این متن ها  هدف ایجاد واکنش و دریافت پاسخ از مخاطب است؛ مانند تبلیغات. دسته سوم متن هایی تمرکزشان بر روی فرم است. ترجمه ادبیات در دسته سوم متن ها قرار می گیرد. در ترجمه ادبیات تنها انتقال اطلاعات و محتوا کافی نیست؛ کار مترجم ادبی این است که علاوه بر انتقال محتوا روی فرم هم تاکید کند.

وی بیان کرد: موضوع ما در این جلسه ترجمه‌هایی است که آن کیفیت لازم را ندارند؛ در بسیاری از موارد مترجمان در انتقال محتوا دچار مشکل می شوند و تسلط به زبان ندارند و محتوا را درک نمی کنند.

بلوری بیان کرد: برای ارزیابی ترجمه متون ادبی باید معیارهایی همچون انتقال درست معنا را در نظر بگیریم. اشتباهات همیشه در ترجمه وجود دارد و هیچ کس نمی تواند ادعا کند ترجمه ای بدون ایراد انجام داده است. مصداق آن زمانی است که وقتی کتاب تجدید چاپ می شود لیستی از اصلاحات را تحویل انتشارات می دهیم. معیار دیگر، فارسی نویسی درست است که بسیار اهمیت دارد. حجم زیادی از ایرادات کتاب ها ایراد ویرایشی است که در اکثر ترجمه دیده می شود.

این استاد دانشگاه بیان کرد: معیارهایی وجود دارد که ترجمه ادبی را از اشکال دیگر ترجمه متمایز می کند؛ یکی از این مولفه ها، سبک است. انتقال سبک در ترجمه ادبی بسیار مهم است. در ادبیات چگونه گفتن مهم است مترجمی که نمی تواند سبک نویسنده را انتقال دهد لطمه بزرگی  به کار نویسنده می زند. کوتاه و بلندی جمله ها یکی از ویژگی ها سبک ها است که نویسنده ممکن است به دلایل گوناگون از این سبک استفاده کند. مترجمی که از پس جملات بلند نویسنده بر نمی آید و آن ها را به جملات کوتاه تبدیل می کند از سبک نویسنده بر نمی آید.

وی سیاق متن  را از دیگر مولفه های تمایز ترجمه ادبی از اشکال دیگر ترجمه دانست و گفت: مترجم باید بر مبنای متن اصلی کتاب را ترجمه کند. لحن متن، زبان متن و انتقال عناصر فرهنگی از دیگر مولفه های ترجمه های ادبی است.  مترجم گاهی در متن توانسته لحن را بیان کند و در جاهایی از عهده این کار بر نیامده است. معمولا مترجم متن را به زبان روز جامعه خود بر می گرداند مگر به دلایلی بخواهد از زبان دیگر استفاده کند.

بلوری عنوان کرد:  مترجم باید دو فرهنگی باشد و دو زبانه بودن به تنهایی کافی نیست. بازی‌های زبانی نیز اهمیت دارد  که اصولا ترجمه ناپذیر است و مترجم باید با خلاقیت خود بازی‌های زبانی را ترجمه کند. ترجمه گویش نیز در ترجمه متون ادبی اهمیت دارد. این موضوعات عواملی  هستند که باید سنجیده شود تا یک ارزیابی از یک ترجمه به دست آوریم.

وی با بیان اینکه آموزش برای نقد ترجمه از آموزش ترجمه متن ادبی آسان‌تر است، گفت:  از کلاس‌های ترجمه ادبی مترجم متون ادبی بیرون نمی‌آید، به نظر من مسائل نقد آموزش‌پذیری بیشتری نسبت به آموزش ترجمه متون ادبی دارد.

در پایان این نشست، محمدرضا اربابی گفت: هدف این نشست‌ این است که در یک برنامه یک‌ساله به این برسیم که بتوانیم آثار منتشر  شده را از نظر ترجمانی و کیفیت ارزش‌گذاری کنیم تا این اتفاق کمکی برای خواننده‌ها باشد. آیین نامه اهل قلم بازنگری شد و انجمن صنفی مترجمان نیز نظرات خود را اعلام کرد و حرکت آیین‌نامه اهل قلم این است که از سطح کمیت‌گرایی به سمت کیفیت گرایی برود. این اتفاق نشان می دهد کیفیت موضوعیت پیدا می‌کند.


نظرات کاربران

    نظر خود را درباره این مطلب، با دیگر بازدید کنندگان سایت به اشتراک بگذارید !

نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *