تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۱۱/۲۰ | شناسه مطلب : ۱۸۱۷۰ | تعداد بازدید : ۱۶۴

تاريخ محلي كه بي‌جانبداري نوشته شود مغتنم است

کتاب « نوسازی و جامعه ایلی» معرفی و بررسی شد

تاریخ محلی که بی‌جانبداری نوشته شود مغتنم است

کاوه بیات گفت: تاریخ‌های محلی در عین اهمیتی که دارند با حب و بغض عجیبی همراه است. اما کتابی که بی‌جانبداری نوشته شود مغتنم است. صحبت از یک منطقه وسیع است که از نظر جغرافیای ایلی متنوع است و در خود طوایف هم رقابت‌هایی بر سر قدرت است که موضوع را پیچیده می‌کند.


به گزارش روابط عمومی موسسه خانه ؛ نشست معرفی و بررسی کتاب «نوسازی و جامعه ایلی؛ بویر احمد در دوره پهلوی» با حضور نویسنده کتاب محمد مهدی روشنفکر و کاوه بیات و نیکنام حسینی پور به عنوان کارشناس، چهارشنبه، ۱۷ بهمن ۱۳۹۷ در سرای اهل قلم برگزار شد.

در ابتدای نشست، غلامرضا عزیزی که گردانندگی جلسه را بر عهده داشت، با اشاره به اینکه ساختار جامعه ایران به گونه‌ای بود که تا دوره پهلوی حکومت‌هایی که بر سر کار آمدند، بر اساس ساختار ایلی بود، گفت: حکومت مرکزی مقتدر که در دوره رضاشاه شکل گرفت، کار خودش را با سرکوب ایلات و جنبش‌ها، لشکرکشی به کهگیلویه و بویر احمد و... آغاز کرد. و دولت مرکزی در این زمینه کوشش کرد. اما نکته جالب در نشست امروز این است که تمام  سخنرانان با جوامع ایلی پیوستگی سببی و نسبی دارند.
 
در ادامه نویسنده در خصوص ویژگی‌های کتاب گفت: قبل از هر چیز از استاد بیات به خاطر آراء و آثارش که خیلی در تالیف این کتاب به من کمک کردند، تشکر می‌کنم. این کتاب چند ویژگی دارد؛ اول اینکه یک بستر جامعه‌شناسی محلی دارد. دوم استفاده از اسناد است و سومین مطلب که خیلی مهم است؛ بدون هرگونه تعصب قومی و جغرافیایی و ایلی این کار را دنبال کردم و خیلی هم با خودم کلنجار رفتم.

محمد مهدی روشنفکر افزود: سال ۸۸ کار دیگری در قالب نقد منابع تاریخی استان کهگیلویه و بویر احمد انجام دادم که متاثر از منابع ایدئولوژیکی و آموزه‌های قرآن بود. و ویژگی دیگر کتاب، پرهیز از درگیری‌های درون ایلی و برون ایلی و حکومت بود. به همین خاطر، سه موضوع غالب، بحث سلب قدرت، سربازگیری و خلع سلاح بود. البته جاهایی که حکومت اول و دوم پهلوی، خدمات عمرانی یا آموزشی ارائه داده بود هم مورد توجه قرار گرفت تا انصاف رعایت شود.
 
در ادامه کاوه بیات گفت: تاریخ‌های محلی در عین اهمیتی که دارند با حب و بغض عجیبی همراه است. اما کتابی که بی‌جانبداری نوشته شود مغتنم است. صحبت از یک منطقه وسیع است که از نظر جغرافیای ایلی متنوع است و در خود طوایف هم رقابت‌هایی بر سر قدرت است که موضوع را پیچیده می‌کند. به همین دلیل تدوین تحولات این دوره خیلی سخت است. در این کتاب، چند دوره تاریخی مهم مورد بحث قرار گرفته است. البته به تحولات عمده ای نظیر جنگ‌ها و درگیری‌ها کمتر پرداخته شده است.

دوره‌هایی که مورد بحث قرار گرفته،  آرامش نسبی فارس در دوره اول رضا خان است که تمرکز اصلی روی تحولات ایلی شمال و شمال غرب کشور بود. گریزی به خوزستان زده شد با بزرگنمایی و سیاه‌نمایی عجیب و غریب. در این دوره، فارس و کهگیلویه و بویر احمد با حفظ آرامش امکان لشکرکشی به خوزستان را فراهم کردند. بعد از این دوره نوبت به عشایر جنوب رسید و خوانین عمده‌شان احضار و برکنار شدند. و دوره سیاهی از نظر  فشار ایجاد می‌شود. به دلیل طولانی شدن جنگ و این که در مقابل حکومت مرکزی نمی‌توان زیاد مقاومت کرد، با کدخدا منشی این شورش‌ها خاتمه پیدا کرد و نوبت به سیاست اسکان می‌رسد.

از سال ۱۳۱۰ به بعد به وزارت کشور واگذار شد که مقداری با عملکرد نظامیان متفاوت بود. اما بعد از برکناری رضاشاه ما با واکنش خودجوشی در برابر آنچه گذشت مواجه هستیم. در برخی جاها هم به اندازه‌ای این‌ها نمایان شدند که دیگر توان واکنش نداشتند. از سال ۱۳۲۰ تا کودتای ۲۸ مرداد این حالت خودسری و سیال به حال خودش باقی است.
 

این پژوهشگر و مولف حوزه تاریخ در ادامه افزود: در این دوره ما شاهد گره خوردن تحولات سراسری مملکت هستیم. ایلاتی که با نهضت ملی شدن نفت همراه بودند در همان مراحل اول سرکوب شدند. و حتی به خدمت ایلات شاه‌پرست هم رسیده شد. این نظام یکجا نشین کمر به امحال زندگی ایلی و عشایری بسته بود. آخرین چشمه‌ای که بسته می‌شود چشمه قائله جنوب و واکنش نیروهای محافظه‌کار است. در مجموع می‌توان گفت که حوزه پرپیچ و خمی است و بازیگر زیاد دارد. ما در این دوره ماخذ و منابع کم داریم.

شاید یکی از بهترین و قدیمی‌ترین منابع این حوزه که نشان می‌دهد چندان تغییر هم نکرده‌ایم، کتاب «کهگیلویه و ایلات» محمود باوند است. محمود باوند، درجه دار  سابق که بعد به شرکت نفت می‌پیوندد و گزارش خیلی خوبی می‌نویسد که سال ۱۳۲۴ منتشر
شده است. گزارشش مدل گزارش‌هایی بوده که کارکنان انگلیسی تهیه می‌کردند و خیلی سیستماتیک و خوب است. دو کتاب در این زمینه از هیبت‌الله و یعقوب غفاری داریم که از لحاظ جامعه‌شناسی نگاه کرده‌اند و ارزشمند هستند. کتاب اسناد سلطان‌علی سلطانی است که به نوعی کارگزار و نماینده دولت مرکزی محسوب می‌شد و... در کنار این‌ها، بخش عمده اسناد ما، اسناد نظامی است که تحت کنترل ارتش است. اسناد نظامی دوره رضاشاه شناسایی شده و هست. اما در دسترس نیست.

برای ارائه کار جامعی در مورد ایلات، هنوز حلقه‌های تکمیل نشده داریم. با این حال ما شاهد کتابی هستیم که سعی کرده از این دوره چهل و پنج ساله یک تصویری به دست دهد. دوره‌ای که در حال گذار از یک نظام سنتی به یک نظام جدید در چارچوب شکل‌گیری دولت مدرن در ایران هستیم. یکی از ویژگی‌های این کتاب این است که تمام آراء و ارزیابی‌ها را شامل می‌شود. اما در این زمینه، خیلی هم نمی‌توان بی‌طرف بود. دیدگاه آقای روشنفکر در این کتاب یک دیدگاه مدرن و غالب هست. دیدگاهی که از دوران تجدد مد نظر بوده است. اگر مرام‌نامه احزاب دوران مشروطه را ببینید، متوجه می‌شوید در این‌که ایلات و عشایر ما باید به رعیتی گماشته شوند، متفق‌القول هستند. اخیرا در کتاب «احسان خردمند» بحثی مطرح می‌شود که می‌گوید؛ «یکی از بزرگ‌ترین خطاهای بشر، پشت سر گذاشتن شکار و گردآوری و گام نهادن در مرحله کشاورزی است.»

وی افزود: بعد از شهریور ۱۳۲۰ ما با یک واکنش مواجه بودیم و برخی از کارگزاران به حکومت پهلوی گفتند که سیاست اسکان، سیاست خیلی خوبی بود، ولی خیلی بد اجرا شد. نظامنامه دارد اما برنامه ندارد. در دوره پهلوی ما با گروهبانی طرف هستیم که خدایی می‌کند. این مساله نیاز به نقد دارد. در حکومت نظامی شما امکان دسترسی به عدلیه هم ندارید. البته یک‌سری از ارزیابی‌ها در همین کتاب مغفول مانده است. یکی از بحث‌های مطرح در این دوره، بحث اسلحه و تدارکات نظامی است. در منابع نظامی و رسمی خیلی به این مساله اهمیت داده می‌شود. آقای روشنفکر خیلی در این حوزه بی‌طرف نوشته است. این کتاب، مفصل است و سرهم بندی نیست. برایش زحمت کشیده شده است. با محلی‌ها مصاحبه شده است. اسناد دیده شده است.

در ادامه جلسه، نیکنام حسینی پور، مدیر عامل خانه کتاب، با تشکر از نویسنده کتاب، گفت: من متعلق به بافت ایلی همان منطقه هستم و می‌دانم که هنوز در زیر پوست آن منطقه، نگاه‌های ایلی و عشایری وجود دارد. به نظر می‌رسد اگر رضا شاه هم نبود، ضرورت نوسازی در آن زمان مطرح شده بود و هر کس دیگری هم که بود اقداماتی در این زمینه انجام می‌داد. نکته دیگری که در مورد بویر احمد می‌توان گفت این است که به نظر می‌رسد محیط جغرافیایی بر خوی و طبیعت افراد هم تاثیر گذار بوده است. روح کوهستان منجر به ایجاد نوعی روح حماسی شده است.

وی افزود: در مورد خوانین بویر احمد و مسائلی که میان بختیاری‌ها و قشقایی‌ها و بویر احمدی‌ها  بوده، معمولا قشقایی‌ها و بختیاری‌ها همیشه نگاهی به حکومت مرکزی داشته‌اند. اما در بویر احمدی‌ها این نکته دیده نمی‌شود. به نظر می‌رسد که نوسازی بافت اجتماعی، ضرورت‌هایی را برای جامعه امروز ایجاد می‌کند. در حالی که هنوز بافت ایلی در آن منطقه حاکم است. البته منطقه سی‌سخت در این نوسازی پیشگام بوده است. در مجموع می‌توان گفت که جای چنین کتاب‌هایی در فضای علمی ما خالی است.


نظرات کاربران

    نظر خود را درباره این مطلب، با دیگر بازدید کنندگان سایت به اشتراک بگذارید !

نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *