تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۱۱/۰۸ | شناسه مطلب : ۱۸۱۳۲ | تعداد بازدید : ۸۸

«واكنش نخبگان آسياي مركزي به سلطه روسيه تزاري» بررسي شد

در سرای اهل قلم؛

«واكنش نخبگان آسیای مركزی به سلطه روسیه تزاری» بررسی شد

سلسله سخنرانی های تخصصی گروه جریان های فكری با عنوان «واكنش نخبگان آسیای مركزی به سلطه روسیه تزاری» در سرای اهل قلم برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی موسسه خانه كتاب، سلسله سخنرانی های تخصصی گروه جریان های فكری با عنوان «واكنش نخبگان آسیای مركزی به سلطه روسیه تزاری» با همكاری پژوهشكده تاریخ اسلام و خانه كتاب یك شنبه (هفتم بهمن ماه) با حضور سیده فهمیه ابراهیمی، سید علی مزینانی و سید مهدی حسینی تقی آباد در سرای اهل قلم برگزار شد.

سید مهدی حسینی تقی آباد در ابتدای این نشست گفت: آسیای مركزی چند وجه دارد؛ اسم این منطقه چیست؟ در كشور ما ادبیات مختلفی همچون آسیای میانه، آسیای مركزی و...برای آن به كار می رود كه هر كدام طرفداران خاص خود را دارند. قزاقزستان، ازبكستان و تاجیكستان و كشورهای مختلف دیگر با توجه به نگاه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، امنیتی و فرهنگی كه دارند در مورد آسیای مركزی نگاه های مختلفی را ترویج می كنند.

وی ادامه داد: از یك طرف روس ها علاقمند هستند افغانستان را جزو آسیای مركزی بدانند و از طرف دیگر هندی ها افغانستان را جزو شبه قاره می دانند. درحالی كه افغانستان امتداد جغرافیای فلات ایران است و نمی توان آن را جزوی از قلمرو آسیای مركزی دانست. هر اتفاقی  در منطقه آسیای مركزی تبعاتی برای افغانستان داشته است.

این پژوهشگر بیان كرد: حیات و تحولات منطقه افغانستان با تحولات ایران چه در دوره ای كه امتداد ایران بود و چه در دوره ای كه امتداد آسیای مركزی بود، گره خورده است. به دنبال تحولی كه در  قرن ۱۹ سریع اتفاق می افتد جامعه كه فضای سنتی را تجربه می كند با امواجی از تجدد غربی رویارو می شود. مسلمانانی كه از اوایل قرن ۱۹ به پرسش درباره چرایی واماندگی خود رسیده بودند و بر آنان مسجل شده بود كه جوامع اسلامی چه جوامع مستقل چه جوامعی كه استعمار مستقیم یا غیرمستقیم را تجربه كرده بودند، به این نتیجه رسیدند كه باید جوشش هایی برای تغییر این حالات ایجاد كنند.

حسینی تقی آباد عنوان كرد: در این فضا، بین افرادی كه پا در گرو سنت گذاشتند با كسانی كه این فضا را به چالش می كشیدند و با نیروی قدرتمندی كه جامعه با آن درگیر است و یك ملزم سازی را دنبال می كند، تضاد مشاهده می شود.

در ادامه، سیده فهمیه ابراهیمی ضمن بیان اینكه موضوع آسیای مركزی كوچك نیست و دامنه دار است، با طرح این سوال كه استعار روسیه چه ویژگی هایی دارد و آیا مانند استعمار فرانسه و انگلیس است، گفت: روسیه شاید در بین كشورهای استعمارگر عقب افتاده ترین كشور باشد اما من این موضوع را قبول ندارم بلكه معتقدم روسیه كشوری كمتر پیشرفته تر است.

ابراهیمی ادامه داد: این كشور كمتر پیشرفته سال ها  مردم شناسان و جامعه شناسان خود را  وارد سرزمین آسیای مركزی كرده تا بررسی كنند كه چگونه و از كجا این سرزمین ملزم به سرزمین روسیه می شود. هر چند حدود ۲۰ سال برای همگن سازی تلاش می كنند. اندیشمندان روسی در طرحی كه برای روسی سازی نوشته اند مردم آسیای مركزی را همچون مردم كاتولیك و ارمنی كه در روسیه زندگی می كنند، می دانند و معتقدند این مردم باید در همه موارد روسی شوند. اما بعد از مدتی متوجه شدند امكان این مساله وجود ندارد.

این استاد دانشگاه افزود: ریشه سنت ها در آسیای مركزی زیاد است و نمی توان این سرزمین را از ایران جدا كرد و اگر روزی قرار بر این باشد كه به سرزمینی ملزم شود آن سرزمین روسیه نخواهد بود. استعمار سیاسی به معنای تلاش برای پیوستن به روسیه كه هنوز اتفاق نیفتاده است اما استعمار فرهنگی به این معنا كه مردم این سرزمین با توجه به تمام ویژگی هایی كه از مردم روس می شناسیم مانند روسیه شوند.

ابراهیمی با بیان اینكه جریان روشنفكری در آسیای مركزی شكل گرفته است كه با حضور روسیه پویا می شود، گفت: این جریان آرام است اما چیزی كه به آن تحرك می دهد حضور روسیه است. جریان معارف پروری  به محض اینكه با روسیه برخورد می كند دچار تحرك می شود. به عبارتی ما با روندی از جریان روبه رو هستیم كه با آمدن روسیه تحرك پیدا كرده است. این جریان در مواجه با جریان سنتی قابل بحث است. این جریان چه مسیری را طی می كند و چگونه با این پدیده كنار می آید از دیگر موضوعات قابل بحث است.

 این پژوهشگر بیان كرد: احمد مخدوم دانش در بخارا به دنیا آمد و به «احمد كله» مشهور بود. او نگران سرزمین خود بود و همیشه در صحبت هایش می گفت ما با این همه عظمت به كجا رسیده ایم. او در گفت و گو ها و جمع های خصوصی كه اغلب شب شعر بود نقدهای زیادی به حكومت، علمای سنتی و امیر بخارا می كرد. او معتقد بود هر اتفاقی برای بخارا رخ می دهد از علمای سنتی و امیران بخارا نشات می گیرد. احمد دانش مطرح می كرد كه چرا ما عقب افتاده هستیم؟ چرا دانش آموزان ما بعد از ۲۰ سال مدرسه رفتن باید ملا شوند. دانش حرف های غیرقابل فهمی در مورد  نجوم می زد. با اینكه او در زمان خود آدم مهمی بود اما حرف های او دفن شده است. به طوری كه یكی از شاگردانش می گوید حرف های دانش را كسی نمی شنود و در جایی منتشر نمی شود. به اعتقاد دانش، ورود روسیه به این منطقه یكی از مقدرات ربانی و از عذاب الهی است.

وی ادامه داد: در سال های پایانی حكومت منغیت ها  ایران هراسی در دل مردم این سرزمین شكل گرفت كه بررسی و صحبت درباره این موضوع در حد یك تز دكتری است. فضای فكری كه دانش در آن رشد كرد یك فضای ایرانی نبوده شاید اِلمان های تاتاری و روسی را در آن بیشتر می دیدیم تا اِلمان های ایرانی را.

ابراهیمی بیان كرد: با انقلاب سال ۱۹۰۵بین جریان جدیدیه انفكاك رخ می دهد. این تفكر رایج می شود كه روسیه شكست ناپذیر نیست و همه بر این نظر اشتراك دارند كه اگر خود را تقویت كنیم می توانیم در برابر آنها پیروز شویم. در این بین، گروهی معتقدند اگر می خواهیم موفق شویم باید از مدارس شروع كنیم چرا كه دانش آموزان در مدارس از ۵ تا ۲۰ سالگی چیزی یاد نمی گیرند. ریشه مشكلات در مردم نیست بلكه در مدارس است و باید ریشه علمی را در مدارس حل كنیم. چیزی كه موجب این همه مصیبت است چیزی جز جهل نیست.

وی ادامه داد: در كنار این گروه، عده ای معتقدند حل این مشكلات را نمی توان از مدارس شروع كرد بلكه باید ساختار سیاسی و مردم را اصلاح كنیم و با توزیع بروشور و مناظره این مشكلات را رفع كنیم. در آستانه جنگ اول جهانی كه روشنفكران بخارایی تلاش می كردند روسیه به آنها نزدیك نشود سمرقندی ها پذیرفتند كه شهروند روسیه هستند اما به این فكر می كردند كه تلاش كنند تا مسلمانان روسیه شوند و آخرین حلقه های وصل را با تمدن و فرهنگ اسلامی را حفظ كنند و سهم خود را از فرهنگ مسلمانی حفظ كنند. یكی از نویسندگان روسی می گوید اتفاقی كه در بخارا افتاد این است كه حكومت اسلامی سرجای خودش قرار دارد.

سید علی مزینانی از دیگر سخنرانان این نشست با بیان اینكه ما هویتی به نام ازبكی داریم و می توانیم از پدیده ازبك صحبت كنیم، گفت: همچین می توانیم درباره دو مفهوم دولت ایران و دولت ازبك كه در بسیاری از منابع بین این دو مفهوم تمیز برقرار كرده اند، صحبت كنیم. دولت ازبك در زمان شیبانیان خود را از نژاد چنگیز می دانست و مكالمه محمدرحیم خان با نادرشاه در گلشن الملوك اثبات می كنند كه از این دولت صحبت كنیم. در همین منابع، با  مفهوم دولت ایران نیز روبه رو می شویم كه شیعه محوریت آن است.

مزینانی با اشاره به شهری شدن قدرت در ماوراءالنهر گفت: در آغاز دولت شیبانی ها در مركز قدرت بودند و ساختار قدرت به این صورت بود كه هر كسی كه نژاد ازبك داشت می توانست ادعای قدرت كند. وقتی فلسفه سیاسی آنها می گوید كه هر كسی می تواند رویای سیاسی خود را دنبال كند پریشانی سیاسی را در دوران حكومت آنها به همراه خواهد داشت.

 

 


نظرات کاربران

    نظر خود را درباره این مطلب، با دیگر بازدید کنندگان سایت به اشتراک بگذارید !

نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *