تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۹/۰۸ | شناسه مطلب : ۱۸۰۲۸ | تعداد بازدید : ۱۱۴

رويايي نوشتن را هيچ وقت فراموش نكردم

در نشست نقد كتاب "بی باد، بی پارو" بیان شد

رویایی نوشتن را هیچ وقت فراموش نكردم

حسینی گفت: در این سی و چند سالی که در این حوزه فعالیت می کنم خیلی چیزها تغییر کرده است اما چند چیز در من باقی مانده است، یکی استمرار در کار است و رویای نوشتن را هیچ وقت فراموش نکردم؛ دوم اینکه نوشتن برای من صرف درد و دل کردن نبود یا اینکه بنویسیم تا حالم خوب شود و دوست ندارم ادبیات را به این بخش ساده و بازاری تغییر دهیم.

 

به گزارش روابط عمومی موسسه خانه كتاب، نشست نقد كتاب «بی‌باد، بی‌پارو» با حضور فریبا وفی نویسنده، مژده سالاركیا و مریم حسینی به عنوان منتقد عصر روز چهار شنبه هفتم آذر ماه در دانشكده ادبیات دانشگاه الزهراء برگزار شد.

 

در ابتدای این نشست مریم حسینی استاد دانشگاه و عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه الزهراء، درباره فریبا وفی گفت: او داستان‌نویسی را از جوانی آغاز كرد و داستان‌هایش مطابق مرسوم در مجلات داستان‌نویسی دهه ۶۰ منتشر می‌شد. وفی علاوه بر مجموعه داستان مجموعه رمان‌هایی نیز نگاشته است. مجموعه رمان‌های او به زبان‌های انگلیسی، ایتالیایی، فرانسوی، آلمانی نروژی و اسپانیایی و تك داستان‌هایش به زبان‌های روسی، ژاپنی، عربی، سوئدی، تركی و ایسلندی ترجمه شده است.

 

وی همچنین درباره آثار وفی بیان كرد: اولین رمان وفی «پرنده من» در سال ۱۳۸۱ منتشر شد و با استقبال زیادی روبه‌رو شد. این كتاب برنده جایزه بهترین رمان سال ۱۳۸۱، سومین دوره جایزه هوشنگ گلشیری، دومین دوره جایزه ادبی یلدا شد؛ همچنین «پرنده من» در مهرگان ادب و جایزه ادبی اصفهان نیز مورد تقدیر قرار گرفت.

او در ادامه افزود: وفی رمان «ترلان» را در سال ۱۳۸۲ منتشر می‌كند كه از سوی بنیاد ادبی مهرگان تقدیر می‌شود. همچنین جایزه لیت پروم آلمان را برای رمان «ترلان» از آن خود كرده است. رمان «رویای تبت» پس از «پرنده من» بسیار مورد توجه قرار گرفت. فضای زنانه و خروج از هنجاری كه در كنش قهرمان داستان شكل گرفت در آن دهه برای ما جذاب بود. از رمان‌های دیگر او نیز می‌توان به «ماه كامل می‌شود» و «رازی در كوچه‌ها» اشاره كرد. مجموعه داستان‌های وفی نیز «در عمق صحنه»، «حتی وقتی می‌خندیم»، «در راه ویلا»، «همه افق»، «بعد از پایان» و آخرین اثر او مجموعه داستان «بی‌باد، بی‌پارو»ست كه بحث امروز درباره آن است. گفتنی است كه این مجموعه داستان نامزد جایزه جلال آل احمد نیز بود.

رویای نوشتن را هیچ‌وقت فراموش نكردم

در ادامه این نشست فریبا وفی اظهار كرد: من داستان‌نویسی را از زمان دبیرستان و حتی قبل‌تر از آن شروع كردم؛ درواقع نویسندگی، با نوشتن انشاهای خوب آغاز شد. اولین داستانم را برای یك مجله آدینه فرستادم، تقریبا دو ماه بعد، زمانی كه این مجله را خریدم در بخش پاسخ به پرسش‌ها دنبال جوابی بودم مبنی بر این كه اثر را رد كرده باشند و امیدی به منتشر شدنش نداشتم؛ همینطور كه صفحات را ورق می‌زدم داستانم را دیدم، آن روز بهترین روز زندگی من بود كه پس از آن اعتماد به نفسی در من شكل گرفت.

 

وی همچنین بیان كرد: من داستان‌هایم را برای مجلات و نشریات می‌فرستادم و بازخوردها خوشایند بود. اولین داستانم «در عمق صحنه بود» كه توسط نشر چشمه چاپ شد و پس از آن وارد عرصه حرفه‌ای نویسندگی شدم. در این سی و چند سالی كه در این حوزه فعالیت می‌كنم خیلی چیزها تغییر كرده است و به طبع نظرات من نیز درباره بسیاری از چیزها تغییر كرده است؛ اما چند چیز در من باقی مانده است، یكی استمرار در كار است و رویای نوشتن را هیچ‌وقت فراموش نكردم؛ دوم این كه نوشتن برای من صرف درد و دل كردن نبود یا اینكه بنویسم تا حالم خوب شود و دوست ندارم ادبیات را به این بخش ساده و بازاری تغییر دهیم. همیشه فكر می‌كنم ادبیات رهایی بخش است و برای زندگی همه آدم‌ها لازم است و برای من هم جدی بود.

 

پس از صحبت‌های فریبا وفی، مریم حسینی مطلبی از میلان كوندرا و ریچارد رورتی را خواند تا اهمیت رمان را از زبان آن‌ها بیان كند.

 

ارتباط بین اعضای خانواده بر اساس گفت‌وگو شكل می‌گیرد

در ادامه این نشست مژده سالاركیا درباره ساختار و فرهنگ و اهمیت خانواده در داستان‌های «بی‌باد، بی‌پارو» اظهار كرد: داستان‌های این مجموعه به نحوی از زندگی روزمره وام گرفته‌‌اند، درواقع گویی نویسنده رابطه بین داستان و زندگی را خوب درك می‌كند و بر اساس آن استعاره  خوب می‌سازد یعنی واقعیت نیست بلكه چیزی شبیه به واقعیت است. داستان‌های مجموعه «بی‌باد، بی‌پارو» همانطور كه از اسم آن مشخص است دارای تحرك بیرونی نیست و بیشتر جوشش درونی دارد.

 

او در ادامه افزود: در تعبیر تصویر روی جلد كتاب هم می‌توان گفت كه گویی همه قصد دارند تغییر محیط و مكان بدهند اما درگیر زندگی باقی می‌مانند. آدم‌های داستان پر از حرف‌اند و می‌خواهند صحبت كنند اما زمانی كه گفت‌وگویی شكل می‌گیر چیزی را بیان نمی‌كنند. این كتاب دارای ایجاز و تلخی

ص است و از مفاهیم سیاسی، فلسفی و اخلاقی پرهیز می‌ك

 

این داستان‌ها اطلاعاتی از حرفه افراد نداریم و فقط می‌دانیم برخی از شخصیت‌ها شاغل هستند اما آن چیزی كه درباره همه آن‌ها می‌دانیم این است كه در چه خانواده‌ای زندگی می‌كنند.

 

این منتقد همچنین بیان كرد: خانواده یك نهاد اجتماعی است و عوامانه‌ترین تعریف آن این است كه برای بقای نسل شكل می‌گیرد و افراد را برای مسئولیت پذیری آماده می‌كند؛ به عقیده  اریش فروم، علت اصلی شكل‌گیری خانواده پاسخ‌گویی به عمیق‌ترین نیاز بشری است و این نیاز بشری غلبه كردن بر جدایی و تنهایی خودش است، بهترین شكل یگانگی و همرنگی با دیگری در غالب خانواده رخ می‌دهد. به نحوی افراد قصد دارند زندگی انفرادی را كنار بگذارند و به وصال دست پیدا كنند.

 

سالاركیا درباره این مجموعه داستان گفت: ما برای شناخت شخصیت‌های یك داستان باید بتوانیم شبكه روابط اجتماعیشان را درك كنیم؛ اكثر شخصیت‌های این داستان با جایگاهشان در خانواده شناخته می‌شوند. تضاد اصلی داستان هم در همین محیط شكل می‌گیرد؛ محیط غیر از زمان و مكان فرهنگ را نیز دربرمی‌گیرد. هرچیزی كه یك شخص فكر می‌كند و انجامش می‌دهد به فرهنگش بر می‌گردد، فرهنگ به افكار و رفتار جهت می‌دهد.

 

او در ادامه اظهار كرد: ارتباط بین اعضای خانواده بر اساس گفت‌وگو شكل می‌گیرد، گفت‌وگو علاوه بر نشان دادن ساختار خانواده، فرهنگ آن را نیز نشان می‌دهد. مقصود ما از ساختار، جایگاه هر فرد در خانواده، قدرت فرد تصمیم گیرنده، وظایف و چگونگی ارتباط بین اعضای خانواده است؛ در مقابل منظور از فرهنگ خانواده نوع فعالیت‌ها، نوع زندگی، نقش‌ها و شیوه‌های فرزندپروری است.

 

زن‌ها دیگر دغدغه‌ پنهان كردن چیزی را ندارند

وی درباره بانوان مجموعه داستان «بی‌باد، بی‌پارو» بیان كرد: در این مجموعه با زن‌هایی مواجه می‌شویم كه انگیزه‌های نسبتا مشابهی دارند و به نحوی از گذشته فرار می‌كنند و این فرار با تغییر محیط آن‌ها همراه است. می‌توانیم بگوییم زمانی كه شخصیت‌ها قدرت تغییر ساختار و فرهنگ خانواده را ندارند و در قسمت‌هایی از این مجموعه داستان به پرخاشگری روی می‌آورند پس قصد می‌كنند محیط را تغییر دهند و برای ترك محیط برنامه‌ریزی می‌كنند؛ شخصیت‌ها با محیط خود وفق پیدا نمی‌كنند و به دنبال تغییر آن هستند.

 

مژده سالاركیا در ادامه گفت: نكته دیگری كه در این داستان‌ها می‌توان درباره‌شان حرف زد بحث فرزندپروری است. فرزندپروری تحت تاثیر طبقه فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی شكل می‌گیرد؛ شخصیت روانی و اجتماعی فرزند در این ساختار شكل می‌گیرد و هر چقدر فرهنگ خانواده غنی‌تر باشد، مادر خانواده هر چقدر در فضاهای خارج از خانواده بیشتر فعال باشد و اطلاعات بیشتر داشته باشد گفت‌وگو در میان اعضای خانواده جایگاه بهتری پیدا می‌كند.

 

 سالاركیا نمونه‌هایی از گفته‌هایش را از مجموعه داستان «بی‌باد، بی‌پارو» بیان می‌كند.

 

وی همچنین بیان كرد: در جایی از بلقیس سلیمانی خواندم نویسنده محصول تجربه‌های انسانی است. به این معنی نیست همه آنچه را كه می‌نویسد خودش تجربه كرده باشد، یعنی همه آثاری كه نوشته می‌شود درباره انسان و برای انسان است و درك درون مایه یك اثر نیازمند ارتباط بین اثر و جهان بیرون است. داستان‌های این مجوعه از افرادی حرف می‌زند كه به نحوی می‌خواهند فرد دیگری شوند و از این مرزهای محدود كننده مادی و معنوی رهایی یابند. دغدغه‌ها به گفت‌وگو بدل نمی‌شود چون شخصیت‌ها مجال بروز خود را نمی‌یابند.

مژده سالاركیا در پایان گفت: نكته متفاوتی كه این اثر وفی نسبت به سایر آثار دیگر او دارد این است كه زن‌ها دیگر دغدغه‌ پنهان كردن چیزی را ندارند بلكه در پی دیده شدن هستند. عنوان كتاب نشان دهنده یك نوع زنجیر است؛ ما قصد رفتن داریم اما بدون پارو و بدون باد كه كسی نمی‌تواند قایق را به حركت درآورد. در داستان‌ها شخصیت‌ها بیشتر دیگر خواه هستند تا خود‌خواه و به همین جهت نمی‌توانند از سنت‌ها رها شوند و وظایفشان را زیر پا بگذارند. اگر هم بروند باز تكه‌ای آن‌ها را به گذشته وصل می‌كند.

 

مریم حسینی در ادامه جلسه نقد آخرین مجموعه داستان فریبا وفی بیان كرد: در برخی از داستان‌های مجموعه «بی‌باد، بی‌پارو» شاهد مهاجرت شخصیت‌ها به كشورهای مختلف هستیم. بحثی كه می‌توانیم داشته باشیم یك نوع مهاجرت اجباری است كه در كتاب شاهد آن هستیم. همچنین در این مجموعه داستان‌هایی شبیه به داستان هزار و یك شب داریم و این كه شهرزاد یكی از شخصیت‌های آن است برایم جالب بود. گفتنی است در این مجموعه داستان شاهد واقعیت زندگی بانوانی از سه نسل هستیم كه فریبا وفی آن را به تصویر كشید.

 

فریبا وفی در پایان گفت: من فكر می‌كنم عنصر آگاهی و حساسیت در همه داستان‌های من وجود دارد؛ این‌ها خوب دیدن را می‌دانند و به نظر من زنی كه نتواند خوب ببیند نمی‌تواند پذیرای هیچ تغییری باشد.

جلسه نقد مجموعه داستان «بی‌باد، بی‌پارو» با گفت‌وگو و اظهار نظر برخی از حاضرین در مراسم به پایان رسید. 


نظرات کاربران

    نظر خود را درباره این مطلب، با دیگر بازدید کنندگان سایت به اشتراک بگذارید !

نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *