تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۷/۱۸ | شناسه مطلب : ۱۷۸۴۸ | تعداد بازدید : ۱۳۹

ترجمه از زبان روسي به فارسي زمينه نويي است

در نشست معرفی و بررسی كتاب «فرهنگ‌نویسی برای زبان فارسی» عنوان شد:

ترجمه از زبان روسی به فارسی زمینه نویی است

ترجمه کتاب‌هایی درباره زبان زنده ایران از شرق‌شناسان و ایرانشناسان ایرانی بهتر است همراه با استادی که به موضوع احاطه دارد، انجام شود. ترجمه از زبان روسی به فارسی همچنان زمینه نویی است و پیدا کردن برخی معادل‌ها و اصطلاحات رایج فارسی برخی از اصطلاحات روسی، بسیار کار سختی است.

به گزارش روابط عمومی موسسه خانه كتاب، نشست معرفی و بررسی كتاب «فرهنگ‌نویسی برای زبان فارسی» نوشته یوری آرنوویچ روبینچیك، ایرانشناس برجسته روس كه در ایران با ترجمه محسن شجاعی توسط انتشارات بهار منتشر شده، دو‌شنبه (۱۶ مهرماه) با حضور علی‌اشرف صادقی، محسن شجاعی و ساغر شریفی در محل سرای اهل قلم برگزار شد.


محسن شجاعی، مدیر گروه زبان روسی دانشگاه آزاد و مترجم كتاب به عنوان اولین سخنران نشست صحبت‌های خود را با بیان نحوه آشنایی خود با كتاب «فرهنگ‌نویسی برای زبان فارسی» شروع كرد و گفت: نوشتن نقد و معرفی بر این كتاب یكی از اولین تكلیف‌هایی بود كه در دورانم تحصیلم در مقطع ارشد از طرف علی‌اشرف صادقی به من محول شد و از من خواست كه این كتاب را برای مجله زبانشناسی نقد و معرفی كنم. مسلما من از عهده نقد چنین كتابی در این حد از تخصص برنمی‌آمدم، ولی خوشحال بودم كه استاد چنین لطفی به من داشته و این تكلیف را به من واگذار كرده‌اند، به همین دلیل چندین ماه وقت گذاشتم تا این كتاب را بخوانم و آن را زیرورو كردم كه حاصل آن هم نقد نبود، بلكه یك معرفی مبسوط از كتاب در حد ۱۳صفحه بود كه در مجله زبانشناسی چاپ شد. حدود سه سال پیش ترجمه این كتاب به من پیشنهاد شد و در نهایت آن را ترجمه كردم.

 

شجاعی در ادامه به معرفی نویسنده كتاب پرداخت و بیان كرد: روبینچیك سرباز جنگ بوده و در جبهه مسكو فعالیت داشته كه به خاطر احترام ، او را در انتخاب خواندن هر زبانی مختار گذاشته بودند. روبینچیك زبان فارسی را انتخاب می‌كند، شروع به كار می‌كند و حاصل عمر ۹۰ ساله او، تعداد بسیار زیادی مقاله و كتاب بود كه درباره جنبه‌های مختلف زبان فارسی نوشته است و در كارنامه خود، بیش از ۱۰۰ مقاله و درسنامه درباره زبان فارسی دارد.
 

او ادامه داد: كتاب‌هایی كه از او به چاپ رسیده، یكی پایان‌نامه دكتری او است كه درباره جمله‌های مركب فارسی با جمله‌های پیرو وابسته است. همچنین كتابی با عنوان «زبان فارسی معاصر» در سال ۱۹۶۰ میلادی منتشر كرده است اما كارهای اساسی او سه كتاب است كه هر كدام را با فاصله ده سال از هم منتشر كرده است. یكی كتاب «مبانی تركیب‌های ثابت در زبان فارسی» است كه در سال ۱۹۸۱ میلادی منتشر شده است، ده سال بعد یعنی در سال ۱۹۹۱ همین كتاب « فرهنك‌نویسی در زبان فارسی» را می‌نویسد و نهایتا در سال ۲۰۰۱ چكیده همه این سالیان كار روی زبان فارسی را جمع می‌كند و در یك كتاب با عنوان «دستور زبان فارسی ادبی معاصر» چاپ می‌كند كه كتاب بسیار سنگینی است و به فارسی هم ترجمه و چاپ شده است.
 
 
زبان‌شناسان فرنگی یك سر و گردن از ما بالاترند
شجاعی ضمن یادآوری سخنان علی‌اشرف صادقی در نشستی دیگر كه در بحث زبان‌های ایران باستان و میانه، زبان‌شناسان فرنگی به دلیل اشراف به زبان یونانی، لاتین و سانسكریت، معمولا یك سر و گردن از ما بالاترند، ولی در زبان‌های ایرانی زنده از جمله زبان فارسی، چون در حال تحول است، ممكن است اشتباه كنند و این تحول را درك نكنند، گفت: از اولین آشنایی با كتاب‌های ایرانشناسان روس در زمینه زبان فارسی، با مثال‌ها و نكته‌هایی روبه‌رو شدم كه با یك سواد خیلی معمولی زبان‌شناسی هم می‌توان فهمید كه اشتباه است، منتها در كنار این‌ها، چون این افراد خارجی هستند و معمولا چون چون خارجی‌هایی كه سراغ یك زبان دیگر می‌روند، هیچ چیز برای آن‌ها بدیهی نیست، برای هر چیزی دنبال دلیل و مدرك هستند و نكاتی را متوجه می‌شوند كه ممكن است خود اهل زبان، از فرط بدیهی بودن آن نكات، هیچ‌گاه متوجه آن نشوند؛ ولی آن فرد خارجی كه به این زبان می‌پردازد، از آن نكته نمی‌گذرد و به آن می‌پردازد كه در نهایت ممكن است به كشف و نكته جدیدی برسد.


مترجم كتاب در ادامه به غیرروزآمد بودن منابع روبینچیك در نگارش كتاب‌های خود درباره زبان فارسی اشاره كرد و افزود: كتاب‌ها و متون فارسی كه روبینچیك استفاده كرده تا براساس آن‌ها درباره زبان فارسی نظر دهد، تقریبا یك مجموعه ثابت است، آن هم مجموعه‌ای كه ظاهرا در ایام جوانی و دوران تحصیل خود با آن آشنا شده است. مثلا از افرادی چون صادق هدایت و جمال‌زاده جلوتر نیامده و جایی از شاملو، فروغ فرخزاد، نادرنادرپور و ... شاهد مثالی نیاورده است؛ بنابراین ترجمه این كتاب‌ها ترجمه این كتاب‌ها لازم و مفید است اما ترجمه صرف آن‌ها ممكن است خیلی سودمند نباشد، بلكه باید بررسی شود و نكات نادرست ان هم گفته شود.
 

وی ضمن بیان اینكه ترجمه كتاب‌هایی درباره زبان زنده ایران از شرق‌شناسان و ایرانشناسان ایرانی بهتر است همراه با استادی كه به موضوع احاطه دارد، انجام شود، به مشكلات ترجمه كتاب هم اشاره كرد و گفت: ترجمه از زبان روسی به فارسی همچنان زمینه نویی است و پیدا كردن برخی معادل‌ها و اصطلاحات رایج فارسی برخی از اصطلاحات روسی، بسیار كار سختی است. از طرفی در ترجمه كتاب‌های علمی این مسئله وجود دارد كه هر نویسنده دستگاه اصطلاحات خاص خود را دارد كه مترجم ضمن احاطه نسبی بر موضوع، باید به آن دستگاه اصطلاحات مسلط باشد و بعد دست به ترجمه بزند. در همین كتاب، بنده برابرهایی برای برخی اصطلاحات این كتاب برگزیدم كه نمی‌توانم در جایی دیگر از آن‌ها دفاع كنم و فقط برای همین كتاب مورد تایید و استفاده است.
 

علی‌اشرف صادقی، فرهنگ‌نویس و عضو عالی فرهنگستان زبان و ادب فارسی در شروع صحبت‌های خود، ضمن تایید گفته‌های شجاعی درباره منابع مورد استفاده روبینچیك، گفت: روبینچیك در حدی از مطالعه متوقف شده است و منظور كتاب‌هایی است كه به عنوان منبع و پیكره استفاده كرده است. جنبه دیگر توقف ایشان و بیشتر دانشمندان روس، در مسائل نظری زبان‌شناسی است. روس‌ها در مسائل زبانشناسی عمومی و نظریات جدیدی كه درباره آن ارائه می‌شود و نظریات قدیم را رد می‌كند، از غربی‌ها عقب‌تر هستند، خیلی با این مسئله آشنایی ندارند و در حد همان نظریاتی كه در زمان سابق در شوروی رایج بوده، مانده و توصیفشان هم همان توصیف است؛ ولی با این حال توصیفاتشان خوب است، چون خارجی هستند و نكاتی را می‌بینند كه ما خودمان اشراف و وقوف نداریم.
 

عضو عالی فرهنگستان زبان و ادب فارسی ضمن آوردن مثال‌هایی از جمله‌های شرطی و توضیح دستورات مربوط به آن‌ها، عنوان كرد: تاكنون خیلی به این دستورها پرداخته نشده و ایرانی‌ها معمولا دستورهای سنتی را از روی هم نوشته‌اند كه ارزش علمی آن‌ها خیلی بالا نیست. دانشجویان و فارغ‌التحصیلانی هم كه زبانشناسی خوانده‌اند و ساخت‌های زبان فارسی را مد نظر دارند، بیشتر سعی می‌كنند نظریات جدید را روی زبان فارسی پیاده كنند و به این ریزه‌كاری‌های زبان نمی‌پردازند؛ اما خارجی‌ها چون زبان خودشان نیست، این نكات را می‌بینند، یعنی به هر چیزی كه برمی‌خورند، آن را به عنوان یك نكته تازه كشف و توصیف می‌كنند كه این برای ما خوب است.
 

دستور زبان فارسی «ژیبر لازارد» از بهترین دستورهای زبان فارسی 
او ادامه داد: یكی از بهترین دستورهایی كه حدود ۶۰ سال پیش بر زبان فارسی نوشته شد، دستور زبان فارسی «ژیبر لازارد» است كه در سال ۱۹۵۷ میلادی نوشته بود. یك خانم ارمنی ایرانی هم زیر نظر خود او آن را تكمیل كرد و به فارسی هم ترجمه شد. این دستور زبان، دستور خوبی است و هر كس نظر من را درباره خواندن یك دستور زبان فارسی می‌پرسد، این دستور را به او پیشنهاد می‌دهم، چون یك خارجی دقیقا زبان فارسی را توصیف كرده، در میان گذاشته و نكات آن را بیرون آورده است. البته این كتاب هم ایرادات فراوانی دارد و ایرانی‌‌ها و فرنگی‌ها چندین نقد بر آن نوشته‌اند، اما با همه این احوال ارزنده است. كار روبینچیك هم همین‌طور است. با اینكه در جاهایی متوقف شده و ایستاده، اما نكاتی كه چه در این كتاب و چه در دیگر كتاب‌های خود اشاره می‌كند، همه برای ما قابل استفاده است.
 

صادقی در ادامه گفت: مسئله زبان، مسئله‌ای است كه خارجی‌ها خیلی نمی‌توانند در آن اعمال نظر كنند، ولی در مسائل تاریخی، اجتماعی و این قبیل مسائل، باید خیلی با احتیاط كتاب‌های آن‌ها را بخوانیم. باید بسیار دقت كنیم، ببینیم چه گفته‌اند؛ مخصوصا غربی‌ها كه سابقه استعماری‌شان روشن است و بسیاری از شرق‌شناسان هم دست‌پرورده دستگاه‌های اطلاعاتی كشورهای خودشان هستند، بنابراین خیلی از نكات خلاف واقع را در كتاب‌های خودشان می‌گنجانند و متاسفانه بعضی از هم‌وطنان ما هم بدون توجه و حاشیه‌نویسی، این‌ها را به فارسی برمی‌گردانند.
 

وی در پایان ضمن اشاره به حاشیه‌نویسی خود بر كتاب «فرهنگ‌نویسی برای زبان فارسی»، گفت: امیدوارم كه شجاعی كه به زبان روسی تسلط دارند و دو كتاب و چندین مقاله از ایرانشناسان روسی در زمینه‌های مختلف ایرانشناسی ترجمه كرده‌، باز هم بعضی از كتاب‌ها و مقاله‌های  تحقیقی روبینچیك را به فارسی برگردانند. اصرار من هم به ایشان در همین راستا است كه بعضی از این مقالات را ترجمه كنند و در اختیار فارسی زبانان  و دانشجویان زبان‌شناسی قرار دهند تا ببینند خارجی‌ها در توصیف زبان ما چه دقت‌هایی كرده‌اند كه خود ایرانی‌ها ممكن است به راحتی به آن نكات نرسند.
 

جنبه واژه‌شناسی كتاب خیلی غلبه دارد
ساغر شریفی، عضو هیات علمی دانشگاه آزاد كرج، آخرین سخنران این نشست بود كه صحبت‌های خود را با معرفی ظاهری و ویژگی‌های ساختاری كتاب «فرهنگ‌نویسی برای فارسی» شروع كرد و گفت: اولین مسئله ساختار كتاب است كه چندان شبیه دست‌نامه‌های متداول در این زمینه نیست و بیشتر یك‌سری كلیات و در مواردی به تاریخچه زبان، فرهنگ‌نویسی فارسی، دستور زبان فارسی و واژه‌نامه می‌پردازد. به اعتقاد بنده باید عنوان كتاب را «واژه‌شناسی با رویكرد فرهنگ‌‌نویسی» می‌گذاشتند، چون جنبه واژه‌شناسی كتاب خیلی غلبه دارد.
 

وی ضمن برشمردن مطالب عنوان شده در كتاب، بیان كرد: آن چیزی كه جای خالی آن در كتاب احساس می‌شود، این است كه درباره معنا صحبت نمی‌شود و شیوه‌های مرتب‌سازی معنا آورده نشده است. همچنین نویسنده درباره تعریف، شاهد و مثال و كاربرد صحبتی نمی‌كند و از انواع فرهنگ هم صحبتی به میان نیامده كه به نظر من مسئله مهمی است. نویسنده نگاه سنتی به فرهنگ و فرهنگ‌نویسی دارد و فرهنگ را به مثابه لغت- معنی می‌بیند، در حالی كه فرهنگ یك متن با ویژگی‌های خاص خودش است و شیوه ارائه اطلاعات آن خیلی مهم است.
 

كتاب برای شخص غیر فارسی زبانی نوشته شده كه باید فرهنگ‌نویس حرفه‌ای باشد
عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی كرج، مخاطب كتاب «فرهنگ‌نویسی برای زبان فارسی» را شخص غیرفارسی‌زبان خواند و افزود: به عقیده من این كتاب برای شخص غیر فارسی زبانی نوشته شده است كه باید فرهنگ‌نویس حرفه‌ای باشد و شاید چندان برای دانشجویان زبان‌شناسی مناسب نباشد؛ چرا كه مطالب آن به‌گونه‌ای است كه فقط افراد حرفه‌ای می‌توانند از آن استفاده كنند.

شریفی ضمن اشاره به نظریه‌هایی كه در فرهنگ‌نویسی استفاده می‌شود و اینكه تا به امروز چیزی به عنوان نظریه جامع فرهنگ‌نویسی نداشته‌ایم، عنوان كرد: كتاب حاضر حشو و تكرار زیاد دارد. در جاهایی از كتاب خلط مبحث شده و نظری یا عملی بودن كتاب خیلی برای مخاطب روشن نیست. مسئله دیگر روزآمد نبودن كتاب است؛ كتاب مربوط به ۳۰ سال پیش است، به همین دلیل مثال‌های آن قدیمی و گاه نادرستند.
 

وی در ادامه ضمن آوردن مثال‌هایی از اشتباهات نویسنده كه در زبان فارسی پذیرفته شده نیست، گفت: در مواردی به نظر می‌رسد كه نویسنده با اصول فرهنگ‌نویسی نوین چندان آشنایی ندارد. یكی از این موارد، بی‌توجهی به نقش زبان گفتار و لزوم یادداشت‌‌برداری از منابع زبانی گفتاری است. همچنین نویسنده از پیكره‌های الكترونیكی بی‌اطلاع است و به شیوه‌های نوین فرهنگ‌نویسی بی‌توجه است.
 

عضو هیات علمی دانشگاه آزاد كرج، توجه نویسنده به نقش زبان‌شناسان در فرهنگ‌نویسی و توجه به اهمیت كاربر، اشاره به نیم‌وندها و واژگانی شدن تركیبات وصفی و اضافی را جزو نكات مثبت این كتاب خواند و درباره ترجمه كتاب هم بیان كرد: در این كتاب از یك نثر سنگین استفاده شده كه گاه به نثر ادبی پهلو می‌زند و خیلی مورد استفاده ترجمه متون علمی نیست. در كنار استفاده از نثر سنگین، در جاهایی واژه‌های غیر رسمی دیده می‌شود. همچنین به كار بردن ساخت‌های نادرست، استفاده از جمله‌های طولانی و معادل‌های غیر رایج از دیگر مسائلی است كه در ترجمه این كتاب به چشم می‌خورد.
 

شریفی در پایان گفت: با وجود همه نكاتی كه گفته شد، با توجه به اینكه ما در زمینه فرهنگ‌‌نویسی كمبود منبع داریم و همچنین از مطالب این كتاب می‌توان برای نگارش یك كتاب بومی با مثال‌های فارسی استفاده كرد. پیشنهاد می‌كنم در چاپ‌های بعدی این كتاب، حتما ویرایش زبانی شود، اصطلاحات به كار رفته در آن با اصطلاحات رایج در فرهنگ فارسی جایگزین شود و آوانگاشت آن اصطلاحات هم در واژه‌نامه وارد شود.

 


نظرات کاربران

    نظر خود را درباره این مطلب، با دیگر بازدید کنندگان سایت به اشتراک بگذارید !

نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *