تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۷/۱۰ | شناسه مطلب : ۱۷۸۳۳ | تعداد بازدید : ۱۸۵

تيترهاي شاعرانه از عمده‌ترين ويژگي‌هاي كتاب است

در نشست معرفی و بررسی كتاب «من ام‌اس دارم» مطرح شد

تیترهای شاعرانه از عمده‌ترین ویژگی‌های كتاب است

ضیائی در نشست معرفی و بررسی کتاب «من ام‌اس دارم» مطرح کرد: دقت نظر علمی، دانش ادبی، عاطفه قوی، تیترهای شاعرانه از عمده‌ترین ویژگی‌های كتاب است. تلاش نویسنده تصحیح بدفهمی‌هایی بوده است كه درباره بیماری ام‌اس وجود دارد و از این منظر، تالیف و انتشار این كتاب بسیار ضروری بوده است

به گزارش روابط عمومی موسسه خانه كتاب، نشست معرفی و بررسی كتاب «من ام‌اس دارم» روز دوشنبه نهم مهرماه ۱۳۹۷ با حضور مریم پیمان، نویسنده كتاب، عبدالحمید ضیایی، حسین كرمانپور و سهیل گوهری، مدیر روابط‌عمومی انجمن ام‌اس در سرای اهل قلم برگزار شد.

در ابتدای این نشست، مریم پیمان درباره چگونگی شكل‌گیری كتاب «من ام‌اس دارم» گفت: من این كتاب را به انگیزه كتاب بودن ننوشتم. این كتاب مجموعه‌ای از یادداشت‌های من است كه در دو سال و نیم گذشته نوشته‌ام  و در آن از همه دغدغه‌هایی كه یك بیمار ام‌اسی دارد چه خانوادگی، چه دارویی و... نوشته‌ام. حدود ۱۰۰ یادداشت در این كتاب وجود دارد ولی تعداد یادداشت‌های من در زمینه ثبت تجربه زندگی با بیماری ام‌اس كه در روزنامه‌هایی مثل شرق و بهار منتشر شده‌اند بیش از دو برابر این تعداد است.

وی افزود: من این كتاب را به این دلیل نوشتم تا از ترس دخترك شانزده ساله‌ای بگویم كه وقتی در بیمارستان جم منتظر آزمایشات پزشكی بود از خود می‌پرسید آیا ممكن است كه یك نفر با بیماری ام‌اس بتواند راه برود و زندگی عادی داشته باشد؟ این متن‌ها را نوشتم تا به بیماران ام‌اسی از تجربه‌ زندگی فردی بگویم كه هجده سال است با بیماری ام‌اس راه رفته، كار كرده و با همه سختی‌ها زندگی كرده است.

او با انتقاد از رویكرد رسانه‌ها نسبت به بیماری ام‌اس گفت: بیماری ام‌اس را خیلی بد می‌شناسیم. خیانتی كه رسانه‌ها و به ویژه سینما به بیماران ام‌اسی كرده‌اند قابل چشم‌پوشی نیست. من از همكاران رسانه‌ای و دیگر دست‌اندركاران فرهنگ خواهش می‌كنم اگر درباره یك بیماری اطلاعات كافی ندارند درباره آن ننویسند. قرائت بدی كه از بیماری ام‌اس در فیلمی مانند «طلا و مس» ارائه شد بیماران ام‌اسی را به گریه انداخت. باید باور كنیم كه ارائه تصویری غلط از مبتلایان به یك بیماری می‌تواند در سرنوشت آنها تاثیر بدی بگذارد. در محیط‌های شغلی، در ازدواج و در هر كجا كه بیماران ام‌اسی با افرادی كه شناخت درستی از ام‌اس ندارند روبه‌رو می‌شوند، ذهنیت غلطی كه سینما و رسانه از این بیماری ساخته است، می‌تواند تبعات بدی برای مبتلایان به ام‌اس داشته باشد.

عبدالحمید ضیایی، پژوهشگر فلسفه با اشاره به ویژگی‌های كتاب گفت: دقت نظر علمی، دانش ادبی، عاطفه قوی، تیترهای شاعرانه از عمده‌ترین ویژگی‌های كتاب است. تلاش نویسنده تصحیح بدفهمی‌هایی بوده است كه درباره بیماری ام‌اس وجود دارد و از این منظر، تالیف و انتشار این كتاب بسیار ضروری بوده است.

ضیایی گفت: من كتاب «من ام‌اس دارم» را كتابی پدیدارشناسانه درباره بیماری تصور می‌كنم. در پدیدارشناسی و به خصوص پدیدارشناسی مرلوپونتی بدن و تن یك ابژه بی‌همتاست. لزومی ندارد بدن را در رابطه با روح یا نفس یا ذهن بسنجیم تا اعتباری برای آن قائل شویم. به همین دلیل مرلوپونتی دو بدن را از یكدیگر متمایز می‌كند: بدن مكانیكی و بدن زیسته شده. بدن مكانیكی بدن جسمانی ماست كه سر و دست و قلب و پا را شامل می‌شود. بدن زیسته شده عبارت است از تجربه اول شخص از سازوكار بدن. آنچه در كتاب پیمان با آن مواجه هستیم  روایتی دسته‌اول از بدن زیسته شده است. روایتی عینی و واقعی از یك بیماری كه در آن تلاش شده است تا حد ممكن از توهم پرهیز شود. در این كتاب، فردی مبتلا به ام‌اس به ما می‌گوید فرق زندگی كسی كه ام‌اس دارد با آنكه ندارد چیست؟

ضیایی در ادامه گفت: نگاه پدیدارشناختی باعث شده نویسنده در بعضی یادداشت‌ها نگاه مثبتی به تن داشته باشد. تن برای نویسنده یك نقیصه نیست. آنچنان كه در نگاه افلاطونی یا عرفانی یا دكارتی هست. برای افلاطون بیش از آنكه فیزیك زیبایی و سلامت مهم باشد، متافیزیك سلامت و زیبایی مهم است. در نگاه عارفانه نیز، تن خری است كه باید مركبی برای راكبِ روح باشد تا به سعادت برسد. روح عیسی است و تن خر او. برای همین است كه سنت ریاضت در فضاهای عارفانه رایج بوده است. نگاه این كتاب می‌تواند به تصحیح فهم ما از تنانگی كمك كند.

 

او افزود: این كتاب همچنین به تصحیح فهم ما از بیماری و اتخاذ فهمی همدلانه نسبت به آن كمك كند. بیماری همچنان كه امری فردی است، می‌تواند امری اجتماعی هم تلقی شود. این اجتماعی بودن امر بیماری باعث شكل‌گیری طیفی از واكنش نسبت به بیمار در اجتماع می‌شود. از دلسوزی برای مریض تا دوری و فرار از مریض. در فلسفه بیماری ما چند واكنش نسبت به بیماری را صورت‌بندی كرده‌ایم. این واكنش‌ها از این قرار هستند: ۱. ترحم. ۲. تنفر. ۳. توجه. ۴. دلواپسی. ۵. كنجكاوی. ۶. نگرانی و هراس. حال سوال اینجاست كه فرد مبتلا به بیماری چگونه باید با چنین واكنش‌هایی برخورد كند؟ پاسخ‌های ممكن به این پرسش یكی از مفاهیم پنهان كتاب است. این كتاب دعوتی است به فلسفه‌ورزی به معنای آنكه ما به عنوان بیمار و مخاطب یاد بگیریم با بیماری جنگ و صلح همزمان داشته باشیم.

ضیایی در جمع‌بندی سخنانش گفت: دریافت و فهم من از این كتاب این بود كه بیماری می‌تواند یك سفر باشد. سفری كه مقصدش مشخص نیست و لزوم زیستن در لحظه را به ما یادآوری می‌كند. این مهمترین درس كتاب است. همه‌ شك‌ها، اشك‌ها، دعاها و دیگر مطالبی كه در این كتاب وجود دارد، به گمان من زیستن یك مولف در لحظه است و مولف همه این درك و دریافت‌ها را مرهون و مدیون بیماری است. قصد من آن نیست كه بگویم بیماری امری مطلوب محسوب می‌شود اما در هر حال عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد.

وی در پایان گفت: برای یك بیمار زمان یك رودخانه آرام نیست. گویا یك آینده تاریك نزدیك وجود دارد و همین مسئله كه در نظر اول ناگوار می‌نماید باعث می‌شود كه نویسنده به درك مضاعفی از مفهوم زمان دست پیدا كند و به قول سهراب سپهری به آبتنی در حوضچه اكنون بپردازد.

حسین كرمانپور، رئیس درمانگاه بیمارستان سینا و عضو انجمن ام‌اس ایران یكی از خصوصیات كتاب را وسواس فكری‌ای دانست و گفت: نویسنده در جای جای متن به آن مبتلاست و خود را در قالب نگرانی نسبت به آینده نشان می‌دهد. كتاب از حیث پزشكی كتاب خوبی است چرا كه ادعایی در زمینه پزشكی نداشته است. همچنین از این منظر كه كتاب تمامی تجربیاتی كه یك بیماری ام‌اسی با آن روبه‌رو می‌شود را ارائه می‌دهد، اثری قابل توجه است. می‌شود برای آشنایی با تبعات بیماری ام‌اس خواندن این كتاب را به بیماران و خانواده‌های آنان و حتی پزشكان توصیه كرد.

وی افزود: نقطه‌ضعفی كه می‌توان برای اثر برشمرد آن است كه شاید به این دلیل كه كتاب گردآوری یادداشت‌های پراكنده خانم پیمان است نخ تسبیح خواننده به هنگام دنبال كردن مطالب كتاب همواره در معرض پاره شدن است. به خاطر قطعه قطعه بودن بخش‌های كتاب، روایت آن به درستی شكل نمی‌گیرد. مشخص نمی‌شود كه آنچه بر شخصیت اصلی اثر می‌گذرد چه سیر زمانی‌ای داشته است. چه وقت ازدواج می‌كند و چه شد كه طلاق می‌گیرد و... این اتفاق اگر چه می‌تواند برای اثر تعلیق روایی ایجاد كند، از آنجا كه ذهن خواننده را آشفته می‌كند می‌تواند نقطه‌ضعف آن هم محسوب می‌شود.

كرمانپور ادامه داد: كتاب نتوانسته است اطلاعات مناسبی درباره چیستی و منشا بیماری ام‌اس به خواننده ارائه بدهد و كتاب بر مبنای توصیف علائم بیماری پیش می‌رود. بیماری ام‌اس مربوط به سیستم اعصاب مركزی بدن است و به هیچ‌وجه از قلب، عضلات و دیگر اندام‌های بدن ناشی نمی‌شود. سیستم اعصاب مركزی شامل سه بخش بزرگ است. مغز، بصل‌النخاع و نخاع و شریان‌های عصبی كه پیام‌ها را به جای جای بدن منتقل می‌كنند. اگر خارشی در نوك پا احساس می‌شود یا هر علامت دیگری كه به ام‌اس مرتبط است، این علامت به دلیل ضعف عضلانی یا ضعف‌های دیگر به وجود نیامده است. نقصان در سیستم اعصاب مركزی است و به دلیل دیر رسیدن پیام‌های عصبی به اندام‌ها است كه اشكال در آن‌ها بروز پیدا كرده است.

كرمانپور توضیحات خود درباره بیماری ام‌اس را اینچنین تكمیل كرد: بیماری ام‌اس آنجا آغاز می‌شود كه دستگاه ایمنی بدن به جای مقابله با خطرهای خارجی، به تخریب سلول‌های بدن می‌پردازد. بدن بر اثر اشتباهی كه علت آن هنوز كشف نشده است، به تخریب خود مشغول می‌شود. در چنین شرایطی با توجه به آنكه ما دلیل خودتخریبگری بدن را نمی‌شناسیم نمی‌توانیم درمانی قطعی برای آن به دست آوریم و تنها كاری كه از ما برمی‌آید آن است كه روند تخریب را كنترل كنیم.

 

وی بیان كرد:  نویسنده نامی از داروهایی كه به بیماران مبتلا به ام‌اس ارائه می‌شود نبرده است. مریض‌ها میل به همذات‌پنداری فراوانی دارند در صورتی كه هیچ الزامی ندارد دارویی كه برای یك بیمار مناسب است برای بیماری دیگر هم مناسب باشد. به همین خاطر خودداری از بردن نام داروها می‌تواند از تبعات بعدی جلوگیری كند.

كرمانپور  درباره احتمال یافتن درمان قطعی برای ام‌اس نیز گفت: تاكنون این اتفاق رخ نداده است به این خاطر كه ما علت بروز این بیماری را نمی‌شناسیم. در صورت شناختن علت بیماری، فاصله چندانی با درمان آن نخواهیم داشت. البته با توجه به سرعت و حجم فعالیت‌های علمی برای شناخت علت این بیماری، احتمال می‌رود كه در میانه‌های دهه‌ی بعد میلادی بتوانیم به درمان بیماری ام‌اس دست پیدا كنیم.

وی گفت: در حال حاضر گاه نوعی شارلاتانیسم در بحث درمان بیماری ام‌اس مشاهده می‌شود كه شاید حتی گاهی متخصصان این بیماری را هم درگیر خود كند. كتاب خانم پیمان به این موارد هم به خوبی اشاره كرده است.

وی در پایان گفت: ما می‌دانیم كه كمبود ویتامین دی در شكلگیری بیماری ام‌اس موثر است و از آنجا كه این ویتامین با آفتاب تامین می‌شود و شهرهای آلوده‌ای نظیر تهران آفتاب مناسبی كه ویتامین دی لازم برای بدن را تامین كنند، ندارند، خوردن قرص ویتامین دی می‌تواند جایگزینی برای آفتاب محسوب شود.

سهیل گوهری مدیر روابط‌عمومی انجمن ام‌اس ایران با ذكر خاطراتی از نحوه آشنایی خود با بیماران ام‌اسی و انجمن ام‌اس گفت: من زندگی خودم را می‌توانم به دو دوره پیش از حضور در انجمن ام‌اس و پس از آن تقسیم كنم. حضور در انجمن ام‌اس روحیه‌ای شاعرانه و رمانتیك را به همراه خود می‌آورد كه تجربه‌ای بسیار ویژه است.

 


نظرات کاربران

    نظر خود را درباره این مطلب، با دیگر بازدید کنندگان سایت به اشتراک بگذارید !

نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *