تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۶/۱۳ | شناسه مطلب : ۱۷۷۸۹ | تعداد بازدید : ۱۴۴

فضاي مجازي آسيب كمتري به حوزه داستان زده است

كاميار عابدي مطرح كرد:

فضاي مجازي آسيب كمتري به حوزه داستان زده است

کامیار عابدی در نشست «شناختی از تحقیق، تحلیل و نقد شعر معاصر» گفت: فضای مجازی آسیب کمتری به حوزه داستان زده است چرا که داستان هر چقدر هم که کوتاه باشد نمی توان آن را به خوبی در فضای مجازی منتشر کرد.

به گزارش روابط عمومي موسسه خانه كتاب، نشست «شناختي از تحقيق، تحليل و نقد شعر معاصر در چهل سال اخير(۱۳۵۷-۱۳۹۷) با حضور كاميار عابدي دوشنبه( ۱۲ شهريور)در سراي اهل قلم برگزار شد.

عابدي با اشاره به بررسي وضعيت نقد ادبي در چهار دهه اخير گفت: در اين حوزه تحقيق ادبي، نقد ادبي و تحليل ادبي سه حيطه در هم تنيده است. در تحقيق ادبي بايد در مورد موضوع به صورت وسيع مطالعه كنيم و به متن و موضوع توجه داشته باشيم. اما نقد ادبي در تعريف قديم همان ديدن حسن و عيب هاي اثر است اما در معناي جديد به همه چيزهايي كه به شناخت ابعاد متن در حوزه ادبيات كمك كند، گفته مي شود. تحليل ادبي شامل كساني است كه به نقد ادبي به معناي كلاسيك نگاه مي كنند و متن و موضوع در حوزه ادبيات را براي ما روشن مي كنند.

عابدي با بيان اينكه نگاه تاريخي در دوره كنوني خريدار ندارد، گفت: در حوزه ادبيات به مساله تاريخ‌مند بودن نقد توجه نمي شود.

وي بيان كرد: در دوره چهل ساله با بررسي مقاله ها، كتاب ها و نشرياتي كه در حوزه نقد و تحليل شعر معاصر نوشته شده بود به چهار دوره تاريخي رسيدم. دوره اول؛ سال ۵۷ تا ۶۷ دوره اي كه انقلاب اسلامي رخ داد، حكومت جديد روي كار آمد، جنگ تحميلي عراق عليه ايران شروع و تا پايان جنگ ادامه پيدا كرد. در اين دوران رنگ و بوي سياست تا حدود سال ۱۳۶۱ در نقد و شعر نيرومند است؛ مجله ها و كتاب هاي آن دوران رنگ و بوي خون، آتش و سياست مي دهد. همچنين در اين دوران در نقد شعر فضاي سياسي حاكم است چرا كه آزادي سياسي در اين دوران بر كشور حاكم بود و نقد شعر هم آن را بازتاب مي داد.

عابدي ادامه داد: بعد از اينكه فضاي سياسي از شعر ما رخت بر بست به سمت سياست گريزي رفتيم. تا سال هاي حدود ۶۷ كه فروپاشي شوروي رخ داد  باقي مانده شعر سياسي و نقد مبتني بر سياست در شعرهاي ما نيرومند بود اما آشكار بود كه فضا در حال تغيير است.  در دوره اول، نقدها و كتاب هاي خوبي در حوزه شعر نوشته  شده بود و مي توانيم اين دوره را دوره پر مايه و مهمي به لحاظ نقد ادبي بدانيم.

وي بيان كرد: دوره دوم؛ از سال ۶۷ تا ۸۴ آغاز مي شود؛ در اين دوره به دليل بازشدن فضاي فرهنگي و تلاش هايي كه در دانشگاه و خارج از دانشگاه صورت گرفت، نقد ادبي از سيطره سياست خارج و با آرامش بيشتري همراه شد. در اين دوره، تعداد منتقد يا محقق شعري كه گروهي را محكوم يا ستايش كنند كمتر مي شود و اگر كسي اين كار را انجام دهد مورد نقد قرار مي گيرد. در اين دوران تلاش مي شود معيارهايي كه منتقد با استفاده از آن به  نقد شعر مي پردازد معيارهاي زيبايي شناسي تري باشد و اگر كسي در محتوا مورد تمجيد قرار گرفته باشد الزامي براي منتقد ايجاد نمي كند كه از شعر شاعر تمجيد كند.

اين پژوهشگر عنوان كرد: بازگشتي كه به آرمان هاي مدرن در دوره نيما وجود داشت و نفوذ سياست تا سال ۱۳۵۷ باعث شد شعر رنگ و بوي بهتر وعمده تري به خود بگيرد و اين موضوع در نقدها انتقال پيدا كرد. اين دوره تا سال حدود ۷۵ ادامه پيدا مي كند اما از نيمه دهه ۷۰ فروپاشي شوروي از يك طرف و تبعات و آسيب هاي جنگ از طرف ديگر منجر به آشفتگي هاي رواني مي شود.  

وي گفت: نحله هاي جديد پسامدرن در فضاي ادبي ما هويدا مي شود و بر ساختار شعر و نقد ها تاثير مي گذارد. اگر به نقدها و شعرهاي اين دوران نگاه كنيد مي بينيد كه از چند ابژه، سوژه و پسامتني صحبت مي شود و بايد به متن توجه شود. در سال ۷۵ تا اوايل ۸۰ جدال بين آرمان هاي ادبي مدرن و پسامدرن شكل مي گيرد و اين جدال در نقد  شعر زياد مي شود و به بحث كلي تر درباره تعريف شعر دامن مي زند؛ پسامدرن تعريف متمايزي از شعر ارائه مي كند. وفور ترجمه در حيطه نقد ترجمه از ديگر ويژگي هاي اين دوره است.

عابدي بيان كرد: دوره سوم از سال ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲ است  در اين دوره راديكاليسم سياسي در فضاي ايران وجود داشت و باعث شد حوزه فرهنگ و ادبيات آرام آرام  به حاشيه برود. دل زدگي از سياست و نقد ادبي پسامدرن در اين دوران اتفاق مي افتد. شهرت و اعتبار شاعران در اين دوره مورد توجه مخاطبان قرار مي گيرد. در اين دوره از تعداد مجلات ادبي كاسته و نقد ادبي دانشگاهي رايج مي شود.

وي با بيان اينكه دوره چهارم از سال ۱۳۹۲ به بعد آغاز مي شود، گفت: اين دوره بدترين دوره نقد شعر و نقد ادبي است. جامعه به دليل مختلفي به دلزدگي از نقد و تحليل شعر رسيده و فضاي مجازي به اين جريان دامن زده است؛ در اين فضا تلاش مي شود در حد چند پاراگراف در مورد  يك اثر اظهار نظر شود. به عبارتي نقد ادبي در اين دوره دچار يك عامه پسندي در تحليل شعر مي شود و تشتت در نقد شعر به وجود مي آيد و هيچ گونه معياري براي انتشار شعر وجود ندارد و هر كسي مي تواند شعر خود را در فضاي مجازي منتشر كند. در اين دوران انتشار اشعار در قالب كتاب و در مجلات براي نويسنده و منتقد افتخار محسوب نمي شود. نقد ادبي حوزه شعر در اين چند سال اخير وضعيت نامطلوبي پيدا كرده است.

عابدي گفت: در دوره اول فضا سياسي است اما در دوره دوم نقد ادبي تلاش كرد از آراء ايدئولوژيك فاصله بگيرد و منتقدان ادبي در اين دوره يك بازانديشي نسبت به خود به عنوان انسان ايراني داشتند. در اين دوره  دانشگاه و و محافل نقد ادبي آزاد تا حدي به هم نزديك مي شوند.  اگر جريان پسامدرن كه در فضاي ادبي اين دوره سروصداي زيادي به پا كرد و مقاله ها و كتاب هاي زيادي نوشت را كنار بگذاريم، جريان اعتدالي تر و محتاطانه تري نسبت به گذشته بيشتر و بهتر ديده شد.  در اين دوره منتقدان ادبي تلاش مي كنند به كار خود جنبه هاي ادبي تر دهند و اگر منتقدي مقاله بنويسد و منبع را مشخص نكند براي او يك ضعف محسوب مي شود.

وي ادامه داد: نسل جديدي از ايران شناسان كه درادبيات معاصر فعاليت مي كنند آثار خود را به زبان فارسي مي نويسند يا آثاري كه به زبان انگليسي نوشته شده در دسترس ديگران قرار مي دهند. از ديگر ويژگي هاي اين دوره، افزايش تفكر انتقادي است. نقد دانشگاهي در اين دوره رشد زيادي مي كند و از سال ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲ دوره اوج نقد ادبي دانشگاهي است. پژوهشگراني كه در حوزه نقد ادبي دانشگاهي كار مي كنند در سه گروه؛ تك رو كه معمولا ايده و فكر خودشان را دارند و به پژوهش اهميت مي دهند و در انجمن هاي دانشگاهي به ندرت شركت مي كنند. گروه دوم؛ كساني هستند كه آثار خود يا آثار دانشجويان  را در مجله هاي علمي-پژوهشي  منتشر مي كنند و به طور دائم با مجله هاي علمي-پژوهشي دانشگاهي در حال تعامل هستند. گروه سوم؛ در انجمن هاي علمي و همايش ها آثارشان را منتشر مي كنند. در بين آنها گروه هاي كوچك تر استادان زبان شناسي و نشانه شناسي  هستند كه آثارشان را در حلقه نشانه شناسي تهران منتشر مي كنند و چشم انداز ادبي آنها حوزه هاي نزديك به زبان شناسي و نشانه شناسي  و... است.

عابدي با اشاره به ويژگي نقد ادبي دانشگاهي گفت: كساني كه در اين حوزه كار مي كنند نظريه محور هستند و به ندرت مقاله هايي از آن ها پيدا مي شود كه از نظريه استفاده نشده باشد. منتقدان و پژوهشگران نقد ادبي دانشگاهي در مجله ها و كتاب ها از حوزه پژوهش به صورت نسبي فاصله گرفته اند. همچنين، پژوهشگران دانشگاهي بر اساس ذوق متعادل حركت مي كردند اما پژوهشگران نسل جديد خيلي به اين موضوع توجه نمي كنند. يكي از معظلات نقد ادبي دانشگاهي به موضوع پايان نامه ها بر مي گردد. كساني كه در حوزه شعر معاصر پايان نامه نوشته اند دو گروه هستند؛ گروه نخست كساني هستند كه قبل از اينكه وارد حوزه دانگشاهي شوند به اين موضوع علاقمند بودند اما گروه دوم كساني هستند كه موضوع از طرف استاد راهنما يا مشاور به آنها پيشنهاد شده است و اين گروه طبعا نمي تواند از پس از اين موضوع به خوبي بر بيايد.

 

اين نويسنده ادامه داد: در سال ۱۳۸۴ هنوز مجله هاي معاصر وجود داشت و به تدريج از تعداد اين مجله ها كاسته شد و امروزه مجله معاصري كه نيرومند باشد نداريم؛ مجله اي كه يك شاعر افتخار كند شعرش در آن مجله ادبيات معاصر چاپ شده، نداريم. اين موضوع باعث شده حوزه ادبيات معاصر دچار ضعف شود در اين گسست نقش فضاي مجازي را نمي توان نديد گرفت.

عبادي بيان كرد: تحولاتي كه در حوزه نقد شعر معاصر در سال هاي ۱۳۶۷ تا ۱۳۸۴رخ داده از طريق مجله ها مي توان پيگيري كرد. وبلاگ نويسي، فيس بوك، تلگرام، اينستاگرام، توئيتر و... بازنماي بخشي از حوزه شعر را برعهده دارند. اين فضا آسيب كمتري به حوزه داستان زده است چرا كه داستان هر چقدر هم كه كوتاه باشد نمي توان آن را به خوبي در فضاي مجازي منتشر كرد. ما در فضاي مجازي با مخاطبي سروكار داريم كه همه به يكسان باسواد و همه به يكسان بي سواد هستند و هيچ فراز و فرودي وجود ندارد. ويژگي مثبت فضاي مجازي اين است كه فضاي دموكراتيك را فراهم كرده تا همه بتوانند نگاه نقد و تحليل خود را منتقل كنند و ديگران آنها را ببيند. اما ويژگي منفي فضاي مجازي اين است كه به تشتت  در حوزه نقد ادبي شدت بخشيده است.

 


نظرات کاربران

    نظر خود را درباره این مطلب، با دیگر بازدید کنندگان سایت به اشتراک بگذارید !

نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *