تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۶/۱۳ | شناسه مطلب : ۱۷۷۸۹ | تعداد بازدید : ۲۰۷

فضاي مجازي آسيب كمتري به حوزه داستان زده است

كامیار عابدی مطرح كرد:

فضای مجازی آسیب كمتری به حوزه داستان زده است

کامیار عابدی در نشست «شناختی از تحقیق، تحلیل و نقد شعر معاصر» گفت: فضای مجازی آسیب کمتری به حوزه داستان زده است چرا که داستان هر چقدر هم که کوتاه باشد نمی توان آن را به خوبی در فضای مجازی منتشر کرد.

به گزارش روابط عمومی موسسه خانه كتاب، نشست «شناختی از تحقیق، تحلیل و نقد شعر معاصر در چهل سال اخیر(۱۳۵۷-۱۳۹۷) با حضور كامیار عابدی دوشنبه( ۱۲ شهریور)در سرای اهل قلم برگزار شد.

عابدی با اشاره به بررسی وضعیت نقد ادبی در چهار دهه اخیر گفت: در این حوزه تحقیق ادبی، نقد ادبی و تحلیل ادبی سه حیطه در هم تنیده است. در تحقیق ادبی باید در مورد موضوع به صورت وسیع مطالعه كنیم و به متن و موضوع توجه داشته باشیم. اما نقد ادبی در تعریف قدیم همان دیدن حسن و عیب های اثر است اما در معنای جدید به همه چیزهایی كه به شناخت ابعاد متن در حوزه ادبیات كمك كند، گفته می شود. تحلیل ادبی شامل كسانی است كه به نقد ادبی به معنای كلاسیك نگاه می كنند و متن و موضوع در حوزه ادبیات را برای ما روشن می كنند.

عابدی با بیان اینكه نگاه تاریخی در دوره كنونی خریدار ندارد، گفت: در حوزه ادبیات به مساله تاریخ‌مند بودن نقد توجه نمی شود.

وی بیان كرد: در دوره چهل ساله با بررسی مقاله ها، كتاب ها و نشریاتی كه در حوزه نقد و تحلیل شعر معاصر نوشته شده بود به چهار دوره تاریخی رسیدم. دوره اول؛ سال ۵۷ تا ۶۷ دوره ای كه انقلاب اسلامی رخ داد، حكومت جدید روی كار آمد، جنگ تحمیلی عراق علیه ایران شروع و تا پایان جنگ ادامه پیدا كرد. در این دوران رنگ و بوی سیاست تا حدود سال ۱۳۶۱ در نقد و شعر نیرومند است؛ مجله ها و كتاب های آن دوران رنگ و بوی خون، آتش و سیاست می دهد. همچنین در این دوران در نقد شعر فضای سیاسی حاكم است چرا كه آزادی سیاسی در این دوران بر كشور حاكم بود و نقد شعر هم آن را بازتاب می داد.

عابدی ادامه داد: بعد از اینكه فضای سیاسی از شعر ما رخت بر بست به سمت سیاست گریزی رفتیم. تا سال های حدود ۶۷ كه فروپاشی شوروی رخ داد  باقی مانده شعر سیاسی و نقد مبتنی بر سیاست در شعرهای ما نیرومند بود اما آشكار بود كه فضا در حال تغییر است.  در دوره اول، نقدها و كتاب های خوبی در حوزه شعر نوشته  شده بود و می توانیم این دوره را دوره پر مایه و مهمی به لحاظ نقد ادبی بدانیم.

وی بیان كرد: دوره دوم؛ از سال ۶۷ تا ۸۴ آغاز می شود؛ در این دوره به دلیل بازشدن فضای فرهنگی و تلاش هایی كه در دانشگاه و خارج از دانشگاه صورت گرفت، نقد ادبی از سیطره سیاست خارج و با آرامش بیشتری همراه شد. در این دوره، تعداد منتقد یا محقق شعری كه گروهی را محكوم یا ستایش كنند كمتر می شود و اگر كسی این كار را انجام دهد مورد نقد قرار می گیرد. در این دوران تلاش می شود معیارهایی كه منتقد با استفاده از آن به  نقد شعر می پردازد معیارهای زیبایی شناسی تری باشد و اگر كسی در محتوا مورد تمجید قرار گرفته باشد الزامی برای منتقد ایجاد نمی كند كه از شعر شاعر تمجید كند.

این پژوهشگر عنوان كرد: بازگشتی كه به آرمان های مدرن در دوره نیما وجود داشت و نفوذ سیاست تا سال ۱۳۵۷ باعث شد شعر رنگ و بوی بهتر وعمده تری به خود بگیرد و این موضوع در نقدها انتقال پیدا كرد. این دوره تا سال حدود ۷۵ ادامه پیدا می كند اما از نیمه دهه ۷۰ فروپاشی شوروی از یك طرف و تبعات و آسیب های جنگ از طرف دیگر منجر به آشفتگی های روانی می شود.  

وی گفت: نحله های جدید پسامدرن در فضای ادبی ما هویدا می شود و بر ساختار شعر و نقد ها تاثیر می گذارد. اگر به نقدها و شعرهای این دوران نگاه كنید می بینید كه از چند ابژه، سوژه و پسامتنی صحبت می شود و باید به متن توجه شود. در سال ۷۵ تا اوایل ۸۰ جدال بین آرمان های ادبی مدرن و پسامدرن شكل می گیرد و این جدال در نقد  شعر زیاد می شود و به بحث كلی تر درباره تعریف شعر دامن می زند؛ پسامدرن تعریف متمایزی از شعر ارائه می كند. وفور ترجمه در حیطه نقد ترجمه از دیگر ویژگی های این دوره است.

عابدی بیان كرد: دوره سوم از سال ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲ است  در این دوره رادیكالیسم سیاسی در فضای ایران وجود داشت و باعث شد حوزه فرهنگ و ادبیات آرام آرام  به حاشیه برود. دل زدگی از سیاست و نقد ادبی پسامدرن در این دوران اتفاق می افتد. شهرت و اعتبار شاعران در این دوره مورد توجه مخاطبان قرار می گیرد. در این دوره از تعداد مجلات ادبی كاسته و نقد ادبی دانشگاهی رایج می شود.

وی با بیان اینكه دوره چهارم از سال ۱۳۹۲ به بعد آغاز می شود، گفت: این دوره بدترین دوره نقد شعر و نقد ادبی است. جامعه به دلیل مختلفی به دلزدگی از نقد و تحلیل شعر رسیده و فضای مجازی به این جریان دامن زده است؛ در این فضا تلاش می شود در حد چند پاراگراف در مورد  یك اثر اظهار نظر شود. به عبارتی نقد ادبی در این دوره دچار یك عامه پسندی در تحلیل شعر می شود و تشتت در نقد شعر به وجود می آید و هیچ گونه معیاری برای انتشار شعر وجود ندارد و هر كسی می تواند شعر خود را در فضای مجازی منتشر كند. در این دوران انتشار اشعار در قالب كتاب و در مجلات برای نویسنده و منتقد افتخار محسوب نمی شود. نقد ادبی حوزه شعر در این چند سال اخیر وضعیت نامطلوبی پیدا كرده است.

عابدی گفت: در دوره اول فضا سیاسی است اما در دوره دوم نقد ادبی تلاش كرد از آراء ایدئولوژیك فاصله بگیرد و منتقدان ادبی در این دوره یك بازاندیشی نسبت به خود به عنوان انسان ایرانی داشتند. در این دوره  دانشگاه و و محافل نقد ادبی آزاد تا حدی به هم نزدیك می شوند.  اگر جریان پسامدرن كه در فضای ادبی این دوره سروصدای زیادی به پا كرد و مقاله ها و كتاب های زیادی نوشت را كنار بگذاریم، جریان اعتدالی تر و محتاطانه تری نسبت به گذشته بیشتر و بهتر دیده شد.  در این دوره منتقدان ادبی تلاش می كنند به كار خود جنبه های ادبی تر دهند و اگر منتقدی مقاله بنویسد و منبع را مشخص نكند برای او یك ضعف محسوب می شود.

وی ادامه داد: نسل جدیدی از ایران شناسان كه درادبیات معاصر فعالیت می كنند آثار خود را به زبان فارسی می نویسند یا آثاری كه به زبان انگلیسی نوشته شده در دسترس دیگران قرار می دهند. از دیگر ویژگی های این دوره، افزایش تفكر انتقادی است. نقد دانشگاهی در این دوره رشد زیادی می كند و از سال ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲ دوره اوج نقد ادبی دانشگاهی است. پژوهشگرانی كه در حوزه نقد ادبی دانشگاهی كار می كنند در سه گروه؛ تك رو كه معمولا ایده و فكر خودشان را دارند و به پژوهش اهمیت می دهند و در انجمن های دانشگاهی به ندرت شركت می كنند. گروه دوم؛ كسانی هستند كه آثار خود یا آثار دانشجویان  را در مجله های علمی-پژوهشی  منتشر می كنند و به طور دائم با مجله های علمی-پژوهشی دانشگاهی در حال تعامل هستند. گروه سوم؛ در انجمن های علمی و همایش ها آثارشان را منتشر می كنند. در بین آنها گروه های كوچك تر استادان زبان شناسی و نشانه شناسی  هستند كه آثارشان را در حلقه نشانه شناسی تهران منتشر می كنند و چشم انداز ادبی آنها حوزه های نزدیك به زبان شناسی و نشانه شناسی  و... است.

عابدی با اشاره به ویژگی نقد ادبی دانشگاهی گفت: كسانی كه در این حوزه كار می كنند نظریه محور هستند و به ندرت مقاله هایی از آن ها پیدا می شود كه از نظریه استفاده نشده باشد. منتقدان و پژوهشگران نقد ادبی دانشگاهی در مجله ها و كتاب ها از حوزه پژوهش به صورت نسبی فاصله گرفته اند. همچنین، پژوهشگران دانشگاهی بر اساس ذوق متعادل حركت می كردند اما پژوهشگران نسل جدید خیلی به این موضوع توجه نمی كنند. یكی از معظلات نقد ادبی دانشگاهی به موضوع پایان نامه ها بر می گردد. كسانی كه در حوزه شعر معاصر پایان نامه نوشته اند دو گروه هستند؛ گروه نخست كسانی هستند كه قبل از اینكه وارد حوزه دانگشاهی شوند به این موضوع علاقمند بودند اما گروه دوم كسانی هستند كه موضوع از طرف استاد راهنما یا مشاور به آنها پیشنهاد شده است و این گروه طبعا نمی تواند از پس از این موضوع به خوبی بر بیاید.

 

این نویسنده ادامه داد: در سال ۱۳۸۴ هنوز مجله های معاصر وجود داشت و به تدریج از تعداد این مجله ها كاسته شد و امروزه مجله معاصری كه نیرومند باشد نداریم؛ مجله ای كه یك شاعر افتخار كند شعرش در آن مجله ادبیات معاصر چاپ شده، نداریم. این موضوع باعث شده حوزه ادبیات معاصر دچار ضعف شود در این گسست نقش فضای مجازی را نمی توان ندید گرفت.

عبادی بیان كرد: تحولاتی كه در حوزه نقد شعر معاصر در سال های ۱۳۶۷ تا ۱۳۸۴رخ داده از طریق مجله ها می توان پیگیری كرد. وبلاگ نویسی، فیس بوك، تلگرام، اینستاگرام، توئیتر و... بازنمای بخشی از حوزه شعر را برعهده دارند. این فضا آسیب كمتری به حوزه داستان زده است چرا كه داستان هر چقدر هم كه كوتاه باشد نمی توان آن را به خوبی در فضای مجازی منتشر كرد. ما در فضای مجازی با مخاطبی سروكار داریم كه همه به یكسان باسواد و همه به یكسان بی سواد هستند و هیچ فراز و فرودی وجود ندارد. ویژگی مثبت فضای مجازی این است كه فضای دموكراتیك را فراهم كرده تا همه بتوانند نگاه نقد و تحلیل خود را منتقل كنند و دیگران آنها را ببیند. اما ویژگی منفی فضای مجازی این است كه به تشتت  در حوزه نقد ادبی شدت بخشیده است.

 


نظرات کاربران

    نظر خود را درباره این مطلب، با دیگر بازدید کنندگان سایت به اشتراک بگذارید !

نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *