تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۵/۱۵ | شناسه مطلب : ۱۷۷۴۶ | تعداد بازدید : ۴۵

جامعه امروز نيازمند اصلاحات سياسي است

نشست «نگاهي ديگر به انقلاب مشروطه ايران» برگزار شد

جامعه امروز نيازمند اصلاحات سياسي است

کریم سلیمانی، استاد دانشگاه در نشست «نگاهی دیگر به انقلاب مشروطه ایران» ضمن بررسی جامعه ایران از مشروطه تا به امروز، گفت: جامعه امروز ما به حق نیازمند اصلاحات سیاسی است.

به گزارش روابط عمومي موسسه خانه كتاب، نشست «نگاهي ديگر به انقلاب مشروطه ايران» عصر يكشنبه (۱۴ مردادماه)  با حضور داريوش رحمانيان و كريم سليماني و جمعي از علاقه‌مندان در سراي اهل قلم برگزار شد.

كريم سليماني، استاد دانشگاه در ابتداي اين مراسم اظهار كرد: مشروطه خواهان فكر مي كردند با تأسيس قانون يك جامعه به سامان به وجود مي آيد. اگر بخواهيم آن جامعه به سامان را با بيان امروز تعريف كنيم، يك جامعه توسعه يافته مدني است.

وي ادامه داد: چون جامعه ما مانند جوامع اروپايي فاقد سنت فكري و فلسفي بود ايراني ها از طريق مشاهده و آزمون و خطا تا همين امروز هم دريافت هاي خود را به عمل در مي آوردند. به همين دليل است كه از دوره مشروطه تا به امروز تقاضاهاي متفاوت مي شود. ما هنوز به يك اجماع نرسيده ايم به دليل اين كه ما از تجربه درس مي گيريم.

 

سليماني عنوان كرد: اين جامعه به ساماني كه آن روز به دنبالش بودند و ما هنوز امروز به دنبالش هستيم به بيان امروز يك جامعه توسعه يافته است. من توسعه را در چهار بُعد اقتصادي، سياسي، فرهنگي و اجتماعي مي دانم كه به صورت متوازن رشد كنند؛ يك جامعه اي كه در اقتصاد رشد مي كنند و در سياست عقب مانده است، يك جامعه توسعه يافته نيست. يك جامعه توسعه يافته يعني توسعه فراگير و پايدار داشته باشد.

اين استاد دانشگاه افزود: در اين چهار دوره ـ از مشروطه تا به امروز ـ جامعه ايراني در هر دوره اي سعي كرد يك قسمتي از اين چهار بُعد را تبيين كند. در دوره مشروطه بحث قانون مطرح شد. مي دانيد كه از ۱۹۱۶ ايراني ها از شعارهاي دوره مشروطه مأيوس شدند و به دنبال يك انسان مقتدر بودند تا امنيت ايجاد شود. در دوره رضا شاه توسعه اقتصادي مطرح شد. كارخانه هاي زيادي ساخته شد، راهسازي و شهرسازي شد. در دوره پهلوي دوم نيز به همين ترتيب نهادسازي ها مطرح شد. اما از توسعه سياسي خبري نبود. در دوره جمهوري اسلامي بعد از انقلاب، بيشتر با امر توسعه سياسي مواجه هستيم.

وي اظهار كرد: همه ما مي دانيم حرف اول و آخر مشروطه خواهان قانون بود. در آن زمان مجلس مقدس شوراي ملي، قوه برتر بود. اما از سال هاي ۱۹۱۲ و ۱۹۱۳ قبل از جنگ جهاني اول ايران هم به اشغال نيروهاي روس و تفنگداران جنوب (بريتانيا) در آمد و هم از غرب عثماني ها، ايران را اشغال كردند. از سال ۱۹۱۶ بود كه مشروطه خواهان به اين فكر فرو رفتند كه ايران در حال فروپاشي است. در نتيجه گفتمان امنيت خواهي در ايران شكل گرفت. براي اين گفتمان يك ابرمرد لازم بود كه بالاخره روي سردار سپه رضا خان تفاهم كردند.

سليماني بيان كرد: بعد از كودتاي سوم اسفند ۱۲۹۹ بين سيد ضياء و سردار سپه بحث توسعه پيش مي آيد. ضياء به توسعه و مزيت هاي كشاورزي معتقد بود اما  سردار سپه معتقد بود بايد صنايع وارد شوند و راه آهن ساخته شود. در نهايت سردار سپه پيروز مي شود. در نتيجه كشور ما در اين مسير از توسعه قرار مي گيرد و تا امروز همين را ادامه مي دهيم.

سليماني گفت: بعد از انقلاب در جمهوري اسلامي، بيشتر بحث سياست مطرح شد و سياست هواخواه پيدا كرد. ما در اين دوران فراز و فرودهاي بسياري داشتيم؛ دهه شصت بسيار بدي داشتيم. دهه هفتادي كه در حال رسيدن به تعادل بود. با ۷۶ به لحاظ سياسي، اميد با بارقه هايي به كشور مي آيد. بعد از اسفند ۹۴ به نظرم با تمام تمهيداتي كه براي راه اندازي مجلس انديشيده شد، باز اين راي مردم و ايستادگي آن ها در صف بود كه پيروز شد. من اين دوره را براي تاريخ معاصر ايران يك نقطه عطف مي بينم.

 

وي افزود: از سال ۹۲ تا همين امروز گمان مي كنم تجربه اي همراه با آزمون و خطا را كسب مي كنيم و به لحاظ من ِمدني شخصيت پيدا مي كنيم. الان بزرگ ترين نياز جامعه ما توسعه سياسي است. اگر اين توسعه سياسي به وجود بيايد يا موجود بود، اين شبكه مافيايي از فساد اقتصاد در ايران به وجود نمي آمد. جامعه امروز به حق نيازمند اصلاحات سياسي است.

تاريخ نگاري اصول و قوانين خاص خود را دارد

در ادامه اين نشست، داريوش رحمانيان، پژوهشگر حوزه تاريخ گفت: به نظر من اين موضوع كه ما اكنون از لحاظ تاريخ نگاري مشروطه به كجا رسيده ايم و كجا ايستاده ايم و در اين صد و دوازده سالي كه از انقلاب مشروطه گذشته، ايراني ها براي فهم اين مهم چه كردند، متأسفانه به لحاظ پژوهش مغفول مانده است.

وي افزود: من معتقدم حركت مشروطه خواهي يك انقلاب اصيل ملي بود. از همان زمان به بعد كوشش ايراني ها براي روايت اين رويداد شروع شد. نخستين تاريخي كه درباره انقلاب مشروطه ايران نوشته شد، توسط ادوارد براون انگليسي بود كه با مشروطه خواهان ايراني همدلي داشت و فقط هم انقلاب مشروطه ننوشت بلكه آثار ديگري هم به وجود آورد؛ آثاري كه وقتي ايران تحت اشغال روس ها درآمده بود، ارائه كرد.

رحمانيان عنوان كرد: خود ايراني ها نيز با ناظم الاسلام كرماني با كتاب «تاريخ بيداري ايرانيان» كار خود را درباره نگارش انقلاب مشروطه آغاز كردند. بعدها كسان ديگري مانند سيد حسن تقي زاده و يحيي دولت آبادي در خاطرات خود روايت هايي از انقلاب مشروطه ارائه كردند.

اين پژوهشگر ادامه داد: به گمان من در هيچ يك از اين آثار حتي در آثار ادوارد براون، يك روايت منسجم مورخانه پديدار نشد. ولي نخستين اثري كه در تاريخ نگاري معاصر ايران پديد آمد و بسيار پُراهميت است، به قلم احمد كسروي با عنوان «تاريخ مشروطه ايران» بود. با صراحت مي توان گفت كه احمد كسروي نخستين روايت مورخانه انقلاب مشروطه را ارائه كرد.

وي اظهار كرد: اهميت ديگر اثر احمد كسروي با وجود نقص هايي كه دارد، اين بود كه با محوريت مردم و نقش توده هاي مردم، تاريخ مشروطه را روايت كرد. حاكميت اراده مردم بر سرنوشت شان خواست اصلي انقلاب مشروطه بود؛ خواست احمد كسروي اين بود كه براي توسعه سياسي نبايد بگذاريم روايت شخص محورانه بر تاريخ نگاري مشروطه چيره شود بلكه بايد تاريخ را از چنگ اشراف و قدرتمندان و صاحبان زر و زور نجات دهيم.

رحمانيان گفت: مشروطه نگاري و مشروطه پژوهي و مشروطه شناسي ايرانيان به درجات در طول دهه ها توانسته است رشد كند. بزرگاني همچون مرحوم فريدون آدميت، مرحومه هما ناطق، سركار خانم منصوره اتحاديه، سهراب يزداني، دكتر محمدعلي اكبري، قباد منصور، سيمين فصيحي و ... خدمات اساسي به رشد ادبيات مربوط به تاريخ انقلاب مشروطه انجام داده اند.

وي اظهار كرد: يكي از كساني كه در سال هاي اخير مي توان گفت كه در رشد نگاه انتقادي به ادبيات تاريخ نگارانه انقلاب مشروطه بسيار تأثيرگذار شد، جناب آقاي ماشا الله آجوداني بود. كتاب «مشروطه ايراني» وي بارها به چاپ رسيده است و نقدهاي زيادي برانگيخت. يا دكتر سيد جواد طباطبايي كه آثار زيادي راجب انديشه سياسي قديم ما انجام داده است و در روزگار اخير به قاجار و انقلاب مشروطه رسيد. دو اثر وي با عناوين «مكتب تبريز» و «نظريه حكومت قانون در ايران» در شناخت مباني فكري انقلاب مشروطه بسيار تأثيرگذار بود.

اين پژوهشگر حوزه تاريخ افزود: از مرحومان واقعاً بايد بگوييم كه امروز جاي خالي عبدالهادي حائري بسيار مشهود است. وي آثار بسيار مهمي نوشت به ويژه كتاب «تشيع و انقلاب مشروطيت» وي كه عمدتاً راجب ميرزاي نائيني بود.

رحمانيان عنوان كرد: از كساني كه در خارج از كشور در زمينه انقلاب مشروطه در حال كار كردن هستند، مي توان به خانم ونسا مارتين (كتابي درباره جنگ ميان مشروطه خواهان و مشروعه خواهان نوشته است)، خانم ژانت آفاري و همچنين منصور بنكداريان است كه به اعتقاد من يكي از مهم ترين كتاب ها تحت عنوان «انقلاب مشروطه ايران» در حوزه انقلاب مشروطه را ارائه كرده است. اهميت اين كتاب در آن است كه انقلاب مشروطه ايران را به عنوان پديده مهم جهاني و نه ملي مطرح كرده است. 

وي تأكيد كرد: يكي از اصلي ترين كاستي هايي كه در ايران وجود دارد، اين است كه نتوانسته است ادبيات مشروطه راعلي رغم تمام آثاري كه از آن ها ياد كردم و با وجود استادان خوبي كه داريم، پيش ببرد. چرا كه تاريخ نگاري ما دچار آفت هايي شده است كه از آن ميان مي توان به ايدئولوژي زدگي آن اشاره كرد. به همين دليل سياست زده و عوام زده است.

اين پژوهشگر در پايان، گفت: تاريخ نگاري هم مانند هر ديسيپلين ديگري اصول و قوانيني دارد به گونه اي كه هر فردي كه مي خواهد وارد اين عرصه شود بايد تجربه هايي در زمينه پژوهشي و آموزشي داشته باشد و سپس قلم به دست بگيرد.


نظرات کاربران

    نظر خود را درباره این مطلب، با دیگر بازدید کنندگان سایت به اشتراک بگذارید !

نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *